تبليغاتX
ملاردی ها

ملاردی ها

اين وبلاگ به تاریخ و فرهنگ و مسائل اجتماعی ملارد می پردازد

 

تعطيلات مدارس در راه است

 

آقايان مسئولين محترم ادارات دولتي ملارد، تعطيلات مدارس در راه است، در اين سال نوآوري و شکوفايي براي اوقات فراغت جوانان و غني سازي اوقات آنان چه برنامه
اي داريد؟

 

غني سازي اوقات فراغت جوانان و نوجوانان به ويژه در فصل تابستان نياز به برنامه ريزي
هاي اساسي دارد.

    متأسفانه ناحيه ملارد قديم با داشتن تاريخ و فرهنگ غني و حضوري چند صد ساله در دل تاريخ، امروزه از امکانات رفاهي
 که لازمه
ي مدنيت جديد شهري است چيزي در خور گفتار ندارد. از پارک و مراکز تفريحي خبري نيست؛ از فرهنگسرا نشاني ندارد، سواي درمانگاهي که از خدمات کهبد به شمار مي
آيد و يکي دو درمانگاه خصوصي، درمانگاه ديگري در آن احداث نگرديده است.

    از اماکن ورزشي مناسب نشاني ندارد، و خلاصه اگر درد مردمان ناحيه ملارد قديم يکي بودي چه بودي!

    پيش از آن
که بخواهيم به غني سازي اوقات فراغت جوانان بپردازيم لازم است تا از آقايان و مسئولان محلي ملارد اين درخواست را داشته باشيم: بياييد در اين سال نوآوري و شکوفايي کاري کنيد کارستان و ناحيه
ي ملارد قديم را از نبود امکانات شهري نجات دهيد. باشد که در پايان اين سال، کارنامه درخشاني از خود برجاي گذارده باشيد. باشد که مردم با داشتن چند پارک؛ چند مرکز تفريحي؛ چند کتابخانه
ي مجهز به امکانات نوشتاري، ديداري و شنيداري؛ چند فرهنگسراي مجهز به تمامي امکانات؛ چند ورزشگاه؛ يکي دو بيمارستان؛ تعريض کوچه
ها و خيابان
هاي تنگ؛ سند دار نمودن تمامي خانه
هاي ملارد و برطرف نمودن دهها مشکل و درد بي
درمان ديگر که در طي سال
ها بر روي هم تلنبار شده دعاي خير خود را رهين تلاش شما بنمايند.

    راستي براي جوانان و نوجوانان ملارد چه کارهايي انجام گرفته است. کدام همايش محلي براي رسيدگي به مسائل و مشکلات جوانان برگزار شده است؟ آيا از نيروهاي متخصص و کارآمد براي برنامه ريزي اوقات فراغت جوانان و نوجوانان استفاده شده است؟ آيا تلاشي براي تربيت نيروهاي متخصص که بتوانند مسائل و مشکلات جوانان را مورد کنکاش قرار داده و براي اوقات فراغت آنان برنامه ريزي نمايند انجام گرفته است؟

    راستي مگر نه اين است که جوانان آينده سازان مملکتند؛ اگر به اين باور رسيده باشيم، برنامه
 ريزي براي جوانان و مداقّه در مشکلات آنان امري سهل و آسان خواهد بود.

    مگر گفته نمي
شود که امروزه يکي از حربه
هاي دشمنان ايران، حمله فرهنگي است؛ پس چرا حجم سرمايه
گذاري مادي و معنوي براي جوانان و نوجوانان اندک است.

    برخي فکر مي
کنند رسيدگي به مسائل و مشکلات جوانان و پر کردن اوقات فراغت آنان وظيفه آموزش و پرورش است. در حالي که بايد گفت: آموزش و پرورش وظايف خاص خود را دارد. آيا ايجاد پارک و مراکز تفريحي، راه اندازي کتابخانه،
 فرهنگسرا، ورزشگاه و برگزاري کلاس
هاي توجيهي براي خانواده
ها که شيوه برخورد با جوانان و چگونگي پرکردن اوقات فراغت جوانان را آموزش دهد از وظايف آموزش و پرورش است؟

    خانواده
هاي ملاردي چشم انتظار آن هستند که مسئولان محلي براي جوانان و نوجوانان کاري انجام دهند. بخصوص اين که تعطيلات تابستان در راه است و غني سازي اوقات فراغت آنان نياز به تدبر لازم دارد.

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي 

 

مخابرات ملارد و بي توجهي به راه اندازي ADSL

در عصر اطلاعات و فن آوري و در دوره
اي که با تجهيز شهر و روستا به وسايل خاص ارتباطي مي
توان دانش و اطلاعات را به همه
 جا گسيل داشت؛ و با وجود داعيه

هاي پرطمطراق برخي مسئولين ارتباطات که چه کرده
ايم و چه کارها در دست اجرا داريم؛ مي
خواستم به اطلاع آقايان برسانم، زياد سر و صدا راه نيندازيد که در همين منطقه ملارد قديم يعني جايي که بيخ گوش تهران و در سي چهل کيلومتري پايتخت است، هنوز تجيهزات راه اندازي ADSL که از ملزومات ارتباطي جهان ارتباطات است خبري نيست. حال بايد ديد اين مشکل از کجاست؟

    البته تا به فراموشي و نسيان نرفته بگويم. روز سه شنبه 31 ارديبهشت 1387 تصميم گرفتم از مخابرات ملارد بپرسم که کي و چه زماني اهالي منطقه ملارد قديم مي
توانند از امکانات ADSL بهره
مند شوند. براي اين منظور، از طريق تلفن 118، شماره مخابرات ملارد را گرفتم اين شماره
ها به من داده شد 3662000 و 3662001  بارها با اين دو شماره تماس گرفته شد  ولي کسي جواب تلفن را نداد.

   

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي 

 

باز هم درباره کتاب

تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم

 

از بس آلاينده
هاي عصر تمدن را استنشاق کرده بودم، بيماري قلبي و چربي خون گريبانگيرم شده بود. دکتر قلب راهنمايم شد که اگر عافيت مي
خواهي و جان به سلامت، بايد تهران را با همه
ي جاه و جبروتش، و با همه
ي وابستگي
اي که بدان پيدا کرده
اي بدرود گويي؛ و من چنين کردم. دست همسرم را گرفته به ملارد، روستاي خاطرات کودکي
ام، جايي که کوچه باغ
هايش برايم آشنا بود و عده
اي از اقوام من در آن مي
زيستند بازگشتم. البته همسرم نيز از اين بازگشت راضي بود، زيرا خانواده وي تماماً از ساکنان بومي ملارد بودند.

    ملارد براي من گريزگاهي بود براي نجات از دست دوده و ترافيک تهران، و نجات از دست بيماري چربي خون و بيماري قلبي. سکونت در ملارد اگرچه ابتدا مزيت
هايي برايم داشت، ولي نوعي انزوا و سرگشتگي را نيز ارمغان آورد.

در  اندورن  من  خستـه  دل  ندانـم  کيست

که من خموشم و او در خروش و در غوغاست

در مبارزه با انزوا و سرگشتگي

اي که نصيبم شده بود دريافتم که ناحيه شهريار و تمام روستاهاي شهر شده
ي آن، فاقد تاريخ مکتوب هستند و بنا بر اين، فضايي براي تحقيق گشوده است. با همسرم تلاشي مشترک آغاز کرديم و ملارد موضوع تحقيق ما شد. باتفاق، اقدام به تحقيقات ميداني و کتابخانه
اي نموديم که پس از دو سال به بار نشست و نتيجه
ي آن تأليف و انتشار کتاب «تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم» بود.

    در اولين شب زمستان سال 1386 يعني در شب يلدا، رونمايي کتاب «تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم» توسط اقوام و بستگان انجام گرفت.

    ابتدا بر اين باور بودم که با توجه به فرهنگ ضعيف کتابخواني در ملارد، شايد اين کتاب مورد توجه عموم قرار نگيرد ولي به زودي خلاف آن ثابت شد و دريافتم که اين کتاب مورد توجه قاطبه اهالي ملارد قرار گرفته است. اهالي با تماس
هاي تلفني مشوق نويسندگان اثر بودند و بعضاً برخي کاستي
هاي آن را نيز گوشزد مي
نمودند.

    دو ماه و نيم پس از انتشار کتاب، زماني که دريافتم اهالي ملارد اين اثر را به عنوان شناسنامه ملارد پذيرفته
اند، از طريق اينترنت، اقدام به راه اندازي وبلاگ «ملاردي
ها»، نمودم. هدف از راه اندازي اين وبلاگ
ها، معرفي نام و تاريخ ملارد به همه جاي اين کره
ي خاکي بود.

    در اينجا از تمامي کساني که عکس
ها و اسنادي از ملارد قديم در اختيار دارند و يا اطلاعاتي بيشتر از آنچه در کتاب «تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم» آمده دارند، درخواست مي
گردد نويسندگان اثر را راهنمايي نمايند.

http://www.malardweb.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي  | 

 

پژوهش و پژوهشگري

 

توسعهي پايدار جوامع، بدون در نظر گرفتن امر پژوهش و اجرايي کردن آن امکان پذير نيست و پايههاي محکم توسعه، زماني خود را نشان خواهد داد که زيربناي پژوهش با نگاهي عميق به گذشته و بينشي دقيق به آينده بنا گردد. با اين نگرش است که ميگوييم: التزام به پژوهش و سعي در کاربردي کردن آن، سهم به سزايي در توسعه ملي جوامع دارد. به عبارتي تحقيق در تمامي عرصهها و حتي فرهنگ شفاهي، براي کشوري چون ايران که در حال گذار از جامعهاي سنتي به مدرن است بسيار ضروري و اجتناب ناپذير به نظر ميرسد. پژوهشگر به جامعه آگاهي ميدهد و جامعهاي متقاضي اين آگاهي است که بخواهد بر اساس دانش و آگاهي تصميم بگيرد. مشکلات پژوهش در ايران متأثر از عومل گوناگوني است که چون حلقههاي متصل به يکديگر، زنجيري از عومل را شکل داده است.

    به عبارتي تحقيق را بايد جست و جويي منظم براي مشخص نمودن موقعيت نامعين تعريف نمود. براي انجام اين فرايند و جست و جوي منظم، نياز به شناسايي موقعيتهاي نامعين است. در جامعهي ما شناخت اين موقعيتها برعهدهي چه کساني است. آنچه معلوم است تاکنون سازمان و ارگان خاصي عهدهدار شناخت اين موقعيتها نبوده و بنا بر اين، برعهدهي فرهيختگان جامعه است که خود وارد ميدان شوند و عرصههايي از پژوهش را پيگير شوند.

    آنچه درباره فرهنگ شفاهي ميتوان گفت اين است که به فرهنگ شفاهي توجهي اندک شده و اين توجه نيز پس از انقلاب اسلامي صورت گرفته است. 

    زندگي از راه پژوهشگري امري ناممکن به نظر ميرسد و به همين دليل بسياري از پژوهشگران اين حرفه را در کنار و به عبارت بهتر در حاشيه شغل ديگري انجام ميدهند که اين مسأله ضربه بزرگي به فعاليتهاي پژوهشي آنان وارد ميآورد.

    پژوهشگر براي انجام فعاليتهاي پژوهشي نياز به تمرکز فکر دارد، اما زماني که خسته از فعاليتهاي روزمره، اقدام به پژوهش در موضوعي خاص مينمايد، پژوهشي ابتر و ناقص را ارائه مينمايد. با اين توضيح، به بيان اين مطلب ميپردازيم که با ذهني آشفته، نميتوان تحقيقي شفاف و روشن ارائه نمود. اين مسئله، برنامهريزان کشور را ملزم مينمايد تا توجه خاصي به امر پژوهش و پژوهشگران داشته باشند.

    معمولاً در کشورهاي پيشرفته، شهرداريها نه تنها مجري برگزاري نمايشگاههاي کتاب، که ميزبان ناشران و ميهمانان شرکت کننده و بازديدگنندگان نمايشگاههاي کتاب نيز هستند و بخش فرهنگي آن در توسعه کتاب و کتابخواني سهم فعالي دارند.

    پس از انقلاب اسلامي، شهرداري تهران با همکاري وزارت ارشاد اسلامي و شوراي شهر تهران و برخي سازمانهاي ديگر، اقدام به برگزاري نمايشگاه بينالمللي کتاب نمود که تا کنون ادامه داشته و امري خجسته و مبارک است. همچنين از اقدامات بخش فرهنگي شهرداري تهران و بيشتر شهرهاي ايران که با همکاري شوراهاي شهر انجام ميگيرد؛ تلاش در توسعه کتاب و کتابخواني و توجه خاص به شاعران و نويسندگان هر شهر و بخصوص توجه به نويسندگاني است که آثاري را درباره همان شهر و يا روستاهاي آن تأليف نمودهاند.

    بي ترديد مسأله کتاب و کتابخواني يکي از مسائل حائز اهميت است که براي تحکيم جايگاه و ارتقاي کمي و کيفي آن، اهتمام دلسوزانه مسئولان را ميطلبد.

    امروزه اصحاب مدرنترين رسانههاي جهان و مدعيان هيولاي تکنولوژي تنها داروي شفابخش جهالت را برقراري ارتباط مردم با کتاب ميدانند.

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي  | 

 

قديمي
ترين مکتب خانه
دار ملارد درگذشت

(به ياد حبيبه اکبري ايرواني معروف به عزيز خانم)

 

عزيز خانم يکي از قديمي ترين مکتب خانه داران ملارد

 

عزيزخانم در حدود سال 1305 خورشيدي در روستاي کرد امير از روستاهاي اطراف علي
شاه عوض (شهريار) ولادت يافت. پس از ازدواج، از حدود سال 1320 در ملارد ساکن گرديد. همسرش اوستا علي قديري يکي از قديمي
ترين آرايشگران و به قول قديمي
ها يکي از سلماني
هاي ملارد بود.

    عزيز خانم از سال 1330 در منزل خود که در يکي از کوچه
هاي پشت مسجد جامع ملارد واقع بود مکتب خانه
اي داير نمود که به مدت نيم قرن يعني تا سال 1380 فعال بود و دختران و پسران خردسال که حداکثر ده سال داشتند در اين مکتب خانه قرائت قرآن مي
آموختند.

    عزيز خانم پس از 82 سال حيات پربار در 12 خرداد 1387 روي در نقاب خاک کشيد و به ابديت پيوست. خدايش رحمت کند و با اولياي الهي محشور بگرداند.

    يادش بخير سال 1385 به همراه همسرم براي مصاحبه با عزيز خانم به منزلش رفتيم. عزيز خانم بيمار بود و تاب نشستن نداشت، مع الوصف از ما استقبال کرد.

    درب خانه
اش هميشه باز بود و ما هم که به خانه
اش رفتيم با چندتا يا الله يا الله گفتن وارد حياط شديم و يک راست به سمت اتاقي که در سمت راست حياط قرار داشت وارد شديم.

    به زحمت از جايش بلند شد و از ما استقبال کرد و برايمان چايي گذاشت. چادر و پيراهن ساده
اي بر تن داشت و به سختي از زمين بر مي
خواست.

    سئوالات ما را که درباره ملارد قديم بود، به خوبي پاسخ مي
گفت و بعضاً که نام برخي افراد را به خاطر نمي
آورد مي
گفت: چه کنم، پير شده
ام!

    آري عزيز خانم پير شده بود، اما خدمتي که او به پسران و دختران خردسال ملارد انجام داده و آنان را قرآن آموخته بود، پير شدني نبود.

    عزيز خانم سال
ها بود که از بيماري رنج مي
برد و هر هفته مي
بايست دياليز مي
شد و عاقبت نيز بر اثر بيماري و کهولت سن، زندگي را بدرود گفته و نامي نيک از خويش برجاي گذارد و در قبرستان ملارد آرام گرفت.

 

    آري، اينجا قبرستان ملارد است، انجمني خاموش از مردمي که دل از حيات برگرفته و در پيرامون مزار امامزاده سيد ابراهيم خفتهاند. از خفتگانش صدايي درنميآيد. فقط غروب جمعه که ميشود همهمهاي از رفت و آمدِ زندگان، سکوت قبرستان را در هم ميريزد. در روزهاي ديگر، سکوتي گران و وهم انگيز برهمه جا سايه ميگسترد و شبهايش آميزهاي از خوف و وهم را با خود دارد.

    فقير و غني در کنار هم خفتهاند، اينجا از تکبر و تفرعُن خبري نيست. شايد سنگ مزار يکي گران قيمت و سنگ مزار ديگري ارزان قيمت باشد، ولي مردگانش در آن زير در خاکي که بر سرشان شده است برابرند. آنچه ميتواند آنان را از برابر بودن بيرون بياورد، اعمالي است که در دوره حيات انجام دادهاند.

    يکي خيّر و نيکوکار بوده و ديگري فردي که حق اين و آن را ناحق کرده، براستي اين دو با هم برابرند؟

    يکي با دوز و کلک و حقه بازي و سرِ اين و آن کلاه گذاردن صاحب مال و منال شده، و ديگري دست اين و آن را گرفته، آيا اين دو با هم برابرند؟

    يکي از ثروت خود در راه خدا بذل و بخشش کرده، مدرسه ساخته، مسجد ساخته، بيمارستان ساخته، از مستمندان دستگيري نموده و خلاصه از ثروت خود در امور خير بهره گرفته؛ ولي ديگري با حرص و ولع فقط ثروت اندوزي کرده، سرِ اين و آن کلاه گذارده و خيال کرده آدم زرنگي است. اگر هم از راه خلاف ثروت به دست نياورده، خيرش هم به کسي نرسيده، نه مدرسهاي ساخته، نه محتاجي را دستگيري نموده و نه يتيمي را نوازش کرده، آيا به راستي اين دو با هم برابرند؟

    آيا تا کنون به اين انديشيدهايد که بيشترِ ثروتمندان، فقط بادِ ثروت را در غبغب ِ خود دارند، ولي وقتي بخواهند پولي به کسي قرض بدهند از يک فقير فقيرترند و به قول معروف: « آنان که غنيترند محتاجترند». و اين بيت مصداق آنان است که:

کريمان را به دست اندر دِرَم نيست               خداوندان نعمت را کَرَم نيست

    يکي در راه دفاع از ميهن و سرزمين خود، جواني و جان خود را از دست داده و شهادت نصيبش شده، و ديگري در همان زمان مشغول احتکار و گران فروشي بوده، آيا به راستي اين دو با هم برابرند؟

    يکي جواني خود را گذارده و دانش و علم براي سرزمين خود به ارمغان آورده و بدون هيچ تکبر و تفرعُني آن را به جامعهي خود هديه کرده و آن ديگري علم و دانش آموخته ولي نه براي جامعه که براي ثروت اندوزي خود، آيا به راستي اين دو با هم برابرند؟

    بنا بر اين بر ما واجب است، وقتي به قبرستاني وارد ميشويم، پس از فاتحه خواني بر سرِ عزيزان خود، بر مزار پاکانِ سرزمين خود، يعني آناني که ظلمي بر کسي روا نداشتهاند و حقي را ناحق نکردهاند و مظلومي را دستگيري نمودهاند و جان در راه ميهن خود گذاردهاند حاضر شده، فاتحهاي نثار کنيم.

    سنگ مزار گران قيمت و يا ارزان قيمت براي مدفونِ زير خاک شرف و افتخار نميآورد. شرف و افتخار به اعمالي است که در زمان حيات انجام گرفته است.

    خداوند همهي رفتگان و بخصوص پاکان روزگار و بالاخص عزيز خانم را غريق انوار الهي خود بگرداند.

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي  | 

 

تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم

 

 

 

تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم/ تأليف: معين الدين محرابي و اعظم
السادات قاسمي. چاپ اول: ملارد ، ناشر: معين
الدين محرابي ، 1386 ، 320 ص ، قيمت 4800 تومان . ( تيراژ 1500 نسخه ، قطع وزيري ، شابک ISBN 978-964-04-0789-9 )مرکز فروش: ملارد ـ بلوار رسول اکرم ، روبروي بانک سپه ، کتاب و لوازم التحرير بيات ، تلفن: 3663252/
0262

    اين کتاب حاصل تلاش دو ساله
اي است که درباره تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم انجام گرفته است. کتاب سي و پنج فصل دارد و فصول مختلف آن برپايه مصاحبه
 با شماري از اهالي ملارد ، تحقيقات کتابخانه
اي و مراجعه به مراکز اسناد پديد آمده است.

    کتاب « تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم » در ديماه سال1386 منتشر گرديد و از زمان انتشار تا کنون از استقبال شايان توجهي توسط اهالي ملارد و مراکز تحقيقاتي برخوردار بوده است.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي 

 

نيم نگاهي به

دانشنامه زبان و ادب فارسي در شبه قاره

 

                                                                                                                 

معينالدين محرابي

         

 

دانشنامه زبان و ادب فارسي در شبه قاره (جلد اول: آبروتونکي ـ ايوب ماوراءالنهري)/ زير نظر: فرهنگستان زبان و ادب فارسي. چاپ اول: تهران، زير نظر: فرهنگستان زبان و ادب فارسي، 1384ش، بيست و هشت+ 739ص. عليرغم اينکه تاريخ انتشار اين اثر سال1384 ذکر گرديده ولي توزيع آن در سال 1385 صورت گرفته است.

 

شوراي علمي دانشنامه چنين معرفي شده است: حسن حبيبي، غلامعلي حداد عادل، احمد سميعي گيلاني، علياشرف صادقي، مهدي محقق، عليمحمد مؤذني.

صفحات آغازين دانشنامه اختصاص به موارد ذيل دارد:

1. همکاران دانشنامه (صفحه هشت). در اين صفحه اسامي 39 نفر مشتمل بر رئيس دانشنامه، مشاور علمي، دستيار، مؤلف، ويراستار، مترجم، نمونه
خوان و... معرفي گرديده است.

2. فهرست اسامي محققان، مؤلفان، ويراستاران و مترجمان (صفحه نه ـ ده). در اين دو صفحه، اسامي 129 نفر ذکر گرديده که دو نفر آن مترجم، دو نفر ويراستار و مابقي مؤلف هستند

3. فهرست اختصارات منابع (صفحه يازده ـ سيزده). اين سه صفحه اختصاص به اختصارات 36 کتاب مرجعي که در دانشنامه مورد استفاده قرار گرفته دارد.

4. شيوه نامه: نکاتي درباره روش تدوين دانشنامه زبان و ادب فارسي در شبه قاره (صفحه چهارده ـ هفده).

5. نشانهها و اختصارات به ترتيب الفبايي (ص هجده).

6. آوا نويسي (ص نوزده).

7. ديباچه (ص بيست و يک). ديباچهاي کوتاه به قلم آقاي غلامعلي حداد عادل در معرفي دانشنامه و تشکر و امتنان از پديدآورندگان آن.

8. پيشگفتار (ص بيست و دو ـ بيست و هشت).

9. متن دانشنامه (ص1ـ 739). يادآور مي
شود صفحه 716 تا739 « اختصاص به آوانگاري مدخل
ها» دارد.

    دانشنامهها کليد پژوهش و تحقيق بوده و وسيله
اي براي گشايش باب علم بر روي دانشپژوهان به شمار مي
آيند. بنا بر اين، مساعي پديدآورندگان اين دانشنامه مشکور و جاي بسي سپاس و ارجگذاري دارد.

    

    نقد هر دانشنامه

اي به دليل کثرت مقالات از عهده يک نفر خارج است بنا بر اين راقم اين سطور، ضمن برخي آمارگيري
ها، فقط به پاره
اي از کاستي
ها و نقاط ضعف اين دانشنامه مي
پردازد.

     تحقيقاتي که جهت احصاي تعداد مدخلهاي جلد اول دانشنامه و تعداد نويسندگان آن انجام گرفت ما را به نتايج زير راهنمون نمود.

     در جلد اول دانشنامه زبان و ادب فارسي در شبه قاره تعداد 825  مدخل آمده که توسط 135 نفر تأليف گرديده است. تعداد مدخل هاي تأليف شده توسط هر نفر به قرار زير است :

نويسندگان 712 مدخل يک نفره؛ 111 مدخل دو نفره و 2 مدخل نيز سه نفره هستند.

مقالات يک نفره مشتمل بر 712 مدخل است که توسط 114 نفر تأليف گرديده است.

مقالات دونفره مشتمل بر 111 مدخل است که توسط 67 نفر تأليف شده که 46 نفر آنان مقالات يک نفره را نيز تأليف نموده
اند و 21 نفر نويسندگان ديگر هستند.

مقالات سه نفره نيز شامل 2 مدخل است. در واقع بايد گفت، مقالات دانشنامه توسط 135 نفر نوشته شده است.

 

مقالات تک نفره.

مقالاتي را که توسط يک نفر تأليف گرديده مقالات تک نفره نام گذارده
ايم. اين مقالات بالغ بر 712 مدخل است و توسط 114 نفر تأليف گرديده که به ترتيب کثرت مقالات عبارتند از:

1. محمد اقبال مجددي (68 مقاله)؛

2. ظهورالدين احمد (56 مقاله)؛

3. مجيد سميعي (50 مقاله)؛

4. محمد جواد شمس (39 مقاله)؛

5. عليرضا علاءالديني (37 مقاله)؛

6. هدي سيد حسين زاده (30 مقاله)؛

7 و 8. عارف نوشاهي و شريف حسين قاسمي ( هر کدام 25 مقاله)؛

9. ذاکره شريف قاسمي (22 مقاله)؛

10. ثريا پناهي (12 مقاله)؛

11. نذير احمد (11 مقاله)؛

12ـ14. محمد سليم اختر، جمال محمد صديقي و مهدي فرهاني منفرد (هر کدام 10 مقاله)؛

15ـ17. شيوا امير هدايي، انجم حميد و عبدالقادر جعفري (هرکدام 9 مقاله)؛

18ـ20. ريحانه خاتون، ام
البنين صادقي و متين احمد ( هر کدام 8 مقاله)؛

21ـ23. اقتدار حسين صديقي، ميترا فراهاني، منظر امام ( هر کدام 7 مقاله)؛

24ـ26. صادق سجادي، الهام شمسايي، مريم ناطق شريف ( هر کدام 6 مقاله)؛

27ـ33. ضياءالدين ديسايي، شاه عبدالسلام، ظل
الرحمان، شيرين عزيزي مقدم، کاظم علي
خان، مجدالدين کيواني و نجم
الرشيد ( هر کدام 5 مقاله)؛

34ـ44. افضل حق قريشي، اقبال حسين، عبدالغفار انصاري، حميده حجتي، مينا حفيظي، جلال خسروشاهي، ابوالقاسم رادفر، زهرا رضايي، محمد سليم مظهر، افسانه منفرد و محمد نذير رانجها ( هر کدام 4 مقاله)؛

45ـ 57. انجم رحماني، محمد مهدي توسلي، چندرشيکهر، بلقيس فاطمه حسيني، رشيد حسن
خان، سبهاش پريهار، سيد عبدالرحيم، ظفرالاسلام، عليم اشرف
خان، آسيه غروي، مهدي غروي، عبدالشکور قادري، عبدالحميد يزداني ( هر کدام 3 مقاله)؛

58 ـ70. غلامعلي آريا، سيدعلي آل
داود، عبدالشکور احسن، اشتياق احمد ظلي، تسنيم احمد، خواجه غلام سيدين، ظهيرالدين ملک، محبوب حسين عباسي، محمد ياسين قدوسي، علي محمد مؤذني، آذرميدخت مشايخ فريدني، عارف نقوي و عليرضا نقوي ( هر کدام 2 مقاله)؛

71 ـ114. محمد سليم اختر، الياس قدوسي، سپيده امامي، محمد ضياءالدين انصاري، محمد ولي
الحق انصاري، انعام الحق کوثر، بشيرالنسا، عسکر بهرامي، محمد مهدي توسلي، کبير احمد جائسي، جواد نيستاني، محمد صديق چودهري، محمود حسن
العارف، سيده بلقيس فاطمه حسيني، نرگس حياتي، ابوالفضل خطيبي، محسن ذاکرحسيني، فاطمه رادمنش، حسن رضايي باغ
بيدي، س. ر. سرما، شمس تبريزخان، آصف نعيم صديقي، ظهير احمد صديقي، فاطمه صنعتي زاده، طارق حسن، سيد اميرحسن عابدي، يدالله غلامي، نثار احمد فاروقي، محتشم رضوان قدوسي، محمد افضل قريشي، مژگان گله
داري، فتح
الله مجتبايي، محمد اکرم شاه، محمد امين، محمد رفيق، محمد فريد، محمود فياض، احمد منزوي، نرگس جهان، حنيف نقوي، نورالسعيد اختر، محمد وصي اختر، هادي عالم
زاده و خواجه حميد يزداني ( هر کدام يک مقاله).

٭. همچنين 29 مقاله امضاي «دانشنامه شبه قاره» را دارد.

با تدقيق در آنچه گذشت دريافتيم که 352 مقاله، يعني نزديک به نيمي از مدخل
ها (66/
42 درصد) توسط 9 نويسنده تأليف گرديده که به ترتيب کثرت مقالات عبارتند از: . محمد اقبال مجددي (68 مقاله)؛ ظهورالدين احمد (56 مقاله)؛ مجيد سميعي (50 مقاله)؛ محمد جواد شمس (39 مقاله)؛ عليرضا علاءالديني (37 مقاله)؛ هدي سيد حسين زاده (30 مقاله)؛ عارف نوشاهي (25 مقاله؛ شريف حسين قاسمي (25 مقاله)؛ ذاکره شريف قاسمي (22 مقاله).

 

مقالات دو نفره

مقالاتي را که دو نفر به اشتراک نوشته
اند مقالات دونفره نام گذارده
ايم. اين مقالات شامل 111 مدخل است و توسط 67 نفر تأليف گرديده که به ترتيب کثرت مقالات عبارتند از:

1. ظهورالدين احمد (30 مقاله)؛

2. محمد اقبال مجددي (22 مقاله)؛

3. محمد جواد شمس (21 مقاله)؛

4. شريف حسين قاسمي (11 مقاله)؛

5. نذير احمد (10 مقاله)؛

6 ـ7. محمد سليم مظهر و عارف نوشاهي ( هر کدام 7 مقاله)؛

8. ذاکره شريف قاسمي (5 مقاله)؛

9ـ10. جمال محمد صديقي و مهدي فرهاني منفرد ( هرکدام 4 مقاله)؛

11ـ13. مينا حفيظي، ريحانه خاتون و آذرميدخت مشايخ فريدني (هرکدام 3 مقاله)؛

14ـ 25. انجم ريحاني، ثريا پناهي، عبدالقادر جعفري، صادق سجادي، مجيد سميعي، عبدالحميد يزداني، مهدي غروي، کاظم علي
خان، مجتبي کرمي، محمد اسلم، جواد نيستاني و صفورا هوشيار (هرکدام 2 مقاله)؛

26ـ67. آصف نعيم، عبدالشکور احسن، حسين اقبال، علي اشرف امامي، امين
الله اثير، حميد انجم، ضياءالدين انصاري، ساجدالله تفهيمي، محمد مهدي توسلي، ضياءالدين ديسايي، حکيمه دسترنجي، ابوالقاسم رادفر، زيب حيدر، سليم مظهر، سياره مهين
فر، سيدحسن عباس، هدي سيد حسين
زاده، محمد صديق
خان شبلي، شمس تبريزخان، ام
البنين صادقي، اقتدار حسين صديقي، ظهير احمد صديقي، ظفرالاسلام، ظل
الرحمان، ظهيرالدين ملک، فاروق حميد، نعيم الرحمان فاروقي، ميترا فراهاني، ا. ا. قادري، عبدالشکور قادري، افضل حق قرشي، قمر غفار، متين احمد، محمد رفيق، منظر امام، مريم ناطق شريف، خليق احمد نظامي، نعيم الرحمان صديق، محمد آصف نعيم صديقي، حنيف نقوي، محمد وصي
اختر و حميد يزداني (هرکدام يک مقاله).

٭. همچنين 26 مقاله امضاي «دانشنامه شبه قاره» را دارد.

بنا بر آنچه گذشت در مي
يابيم که 111 مقاله يعني (70/
13 درصد) مقالات جلد اول «دانشنامه زبان و ادب فارسي در شبه قاره» نويسندگان مشترک دونفره دارد.

 

مقالات سه نفره

مقالاتي را که سه نويسنده به اشتراک تأليف نموده
اند مقالات سه نفره نام گذارده
ايم و تعداد آن فقط دو مقاله است. نام مقاله و نويسندگان اين دو مقاله چنين است:

1. «اخلاص
خان»، (ص339)؛ نويسندگان مقاله: نذير احمد، نعيم صديقي و ظهورالدين احمد.

2. «ايجاد سرهندي»، (ص703)؛ نويسندگان مقاله: نذير احمد، محمد اقبال مجددي، ذاکره شريف قاسمي.

 

موضوعات دانشنامه و تعداد مدخلها

 

الف.کليات

مدخل
هايي که در موضوع «کليات» قرار 
دارد مشتمل بر 3 مدخل است که عبارتند از: آخوند؛ اردو (زبان)؛ اسلام در شبه قاره.

ـ کاستي
هاي دانشنامه در موضوع کليات

چنانکه مدخل
هاي ذيل در دانشنامه گنجانده ميشد بر غناي اثر مي
افزود:

1. «آموزش زبان و ادبيات فارسي در شبه قاره».

2. «ادبيات  فارسي در شبه قاره».

3. «انشا نويسي فارسي در شبه قاره».

 

ب. انجمنها و محافل

مدخل
هايي که در موضوع «انجمن
ها و محافل» قرار 
دارد مشتمل بر 10 مدخل است که عبارتند از: آکادمي اقبال؛ آکادمي غالب؛ اداره ادبيات اردو؛ اداره تحقيقات اسلامي؛ اداره تحقيقات دانشگاه پنجاب؛ اداره علوم اسلاميه؛ اردو ديکشنري بورد (مجمع علمي)؛ انجمن آسيايي بمبئي؛ انجمنهاي علمي و فرهنگي فارسي در شبه قاره؛ اوتار پرادش (مرکز اسناد).

 

ـ کاستي
ها در موضوع انجمنها و محافل

اگر مقاله
اي با عنوان «انجمنها و محافل فارسي» تهيه مي
گرديد، اين مزيت را داشت که امکان بررسي سير تطور مجالس، محافل، انجمنها و جمعيتهاي ادبي نيز ميسر بود و حال آنکه انتخاب مدخلي با عنوان « انجمنهاي علمي و فرهنگي فارسي در شبه قاره»، فقط انجمنها را در اين مدخل راه ميدهد و دست نويسندگان مدخل را از ورود محافل، مجالس و جمعيتها ميبندد. چنانکه در همين مدخل از «مجلس ترقي ادب لاهور» که مجلهاي به فارسي با عنوان «صحيفه» دارد ياد نگرديده است.

 

پ. اقوام، فِرَق و دودمانها

مدخل
هايي که در موضوع «اقوام، فِرَق و دودمان
ها» قرار مي
گيرد شامل 9 مدخل است که عبارتند از: آريايي؛ آصفيه (آصفجاهيان)؛ آفريدي (از قبايل بزرگ پشتون)؛ آقاخان؛ احمدآبادي؛ ارغونيان؛ اشکانيان در شبه قاره؛ الياسشاهيان؛ اويسيه.

 

ـ کاستي
ها در موضوع اقوام، فرق و دودمانها

1. «احمديه»، اين فرقه که نام ديگر آن قادياني است و يکي از فرق مذهبي در جامعه مسلمانان هند و پاکستان به شمار ميرود، داراي کتابهاي متعددي در نظم و نثر فارسي هستند. از اين رو ميبايست مدخلي به آنان اختصاص داده ميشد. 

2. «اسماعيليه نزاري» ميبايست اين عنوان آمده و به «آقاخان» که مدخلي به وي اختصاص داده شده ارجاع داده ميشد.

 

ت. جغرافياي تاريخي شهرها

مدخل
هايي که در موضوع «جغرافياي تاريخي شهرها» قرار 
دارد مشتمل بر 27 مدخل است که عبارتند از: آسام؛ آگره؛ آنوله؛ ابتآباد؛ اتک؛ اجمير؛ اُجين؛ احمدآباد؛ احمد نگر؛ ادهوني؛ ارکات؛ اريسه؛ اسلامآباد؛ اعظمگره اکبرپور؛ اللهآباد؛ الور؛ امباله؛ امبر؛ امروهه؛ امريتسر؛ اوچ؛ اودگير؛ اوده؛ اورنگآباد؛ ايرج؛ ايلچپور.

 

ث. اماکن

مدخل
هايي که در موضوع «اماکن» (يعني مسجد، کتابخانه، مدرسه، آرامگاه، قلعه و ...) قرار 
دارد مشتمل بر 40 مدخل است که عبارتند از: آتشکده، آرامباغ؛ آزاد (کتابخانه)؛ آشوکا (تالار)؛ آصفخان (آرامگاه)؛ آصفي (امامباره)؛ آصفيه سرکار عالي (کتابخانه)؛ آگره (درگاه شاه رفيعالدين محمد شيرازي)؛ آگره (مدرسهها)؛ آناله (مسجد)؛ اتک (قلعه)؛ اتکخان (آرامگاه)؛ اجانتا (غارها)؛ احمدآباد (مدارس)؛ احمدآباد (مسجد جامع)؛ ادهمخان (آرامگاه)؛ اسلاميه کالج (کتابخانه)؛ اسلاميه کالج لاهور (کتابخانه)؛ اسيرگره (قلعه)؛ اشرفيه (کتابخانه)؛ اعظم و معظم (آرامگاه)؛ اکبرآبادي (مسجد جامع)؛ اکبرشاه (آرامگاه)؛ التتمش (مدرسه)؛ امام ضامن (درگاه)؛ امانتخان (کاروانسرا)؛ اميرخاني (مسجد)؛ اميرخسرو دهلوي (آرامگاه)؛ اميرالدوله (کتابخانه)؛ اميرشاهپير (آرامگاه)؛ اوچ شريف (کتابخانه)؛ اوسه (قلعه)؛ اوکها (مسجد)؛ اهل حديث (مسجد جامع)؛ ايلچپور (مدرسه)؛ امامباره؛ انجمن اسماعيليه (کتابخانه)؛ انجمن تاريخ کراچي (کتابخانه)؛ انجمن ترقي اردو (چاپخانه)؛ انجمن ترقي اردو (کتابخانه).

 

ـ کاستي
ها در موضوع اماکن

اگر مدخل گزيني به شيوه فوق صحيح باشد و اما و اگري بر آن مترتب نباشد بايد گفت مدخل
هاي فراواني به نسيان رفته است از جمله: آگره (قلعه سرخ)؛ آگره (مسجد جامع)؛ الله آباد (مسجد جامع) و...

 

ج. آداب و سنن

مدخل
هايي که در موضوع «آداب و سنن» قرار 
دارد مشتمل بر 3 مدخل است که عبارتند از: آخري چهارشنبه؛ اعراس بزرگان؛ امام ضامن.

 

ـ مواردي از اشتباهات در موضوع آداب و سنن

مدخل
هاي «آخري چهارشنبه» (ص10ـ11) و «امام ضامن» (ص568) که اولي يکي از اعياد مسلمانان شبه قاره به شمار مي
آيد و دومي از سنت
هاي شيعيان هند مي
باشد، ارتباطي با زبان و ادب فارسي ندارد؛ ولي اگر نويسندگان اين دو مدخل مي
توانستند نمونه
ها و شواهدي از نظم و نثر فارسي هند را در اشاره به اين دو مدخل ارائه دهند، مي
توانست جايگاه آن در دانشنامه باشد.

 

چ. هنر

مدخل
هايي که در موضوع «هنر» قرار 
دارد مشتمل بر 14 مدخل است که عبارتند از:

7. هنر (14 مدخل): آيينهکاري؛ ابري و ابريسازي؛ آگره (کتيبهها)؛ اجمير (کتيبهها)؛ احمد خندان (کتيبه)؛ احمد آباد (کتيبهها)؛ احمدشاه دراني (سکه)؛ احمد نگر (کتيبه)؛ ارکات (کتيبه)؛ التتمش (سکه)؛ امير ابوالمعالي (لوح)؛ امير اصغرعلي (لوح)؛ امينالدينخان هروي تتوي (لوح)؛ انارکلي (کتيبه).

 

ـ مواردي از اشتباهات در موضوع هنر

مدخل
هاي «آيينهکاري» (ص148ـ150) و «ابري و ابري سازي» (ص171ـ173) که اولي درباره يکي از هنرهاي تزييني وابسته به معماري و دومي درباره نوعي کاغذ که در کتاب
آرايي سنتي و زمينه قلمدان و تزيين جعبه
هاي روغني کاربرد داشته، ارتباطي با زبان و ادب فارسي ندارد. از اين
رو اگر اين دو مدخل به نوعي در پيوند با زبان و ادب فارسي در هند قرار مي
گرفت و مثلاً مترتب بر نمونه
ها و شواهد نظم و نثر مي
گرديد البته جايگاه آن در دانشنامه بود.

 

ح. جرايد

مدخل
هايي که در موضوع «جرايد» قرار 
دارد مشتمل بر 4 مدخل است که عبارتند از: آزاد؛ آيينه سکندر؛ احسنالاخبار، اخبار سيرامپور.

 

ـ کاستي
هاي دانشنامه در موضوع جرايد

چنين به نظر مي
رسد که موضوع جرايد مورد توجه پديدآورندگان دانشنامه نبوده و از اين
رو فقط چهار مدخل را به آن اختصاص داده
اند در حالي که مي
بايست براي هر يک از جرايد فارسي
زبان که در شبه قاره به چاپ رسيده
اند مدخلي در نظر گرفته مي
شد. نشريات ذيل از آن جمله
اند:

1. آرش

2. آهنگ

3. اخبار هندوستاني

4. اسلامي مجلس مذاکره علميه

5. اصلاح

6. اقباليات/ از اين نشريه در مدخل «آکادمي اقبال» ص115 ذيل مجلات اين آکادمي ياد شده، در حالي که ميبايست مدخل مستقلي به اين نشريه اختصاص داده ميشد.

7. ايران ليگ

8. ايران نو

9. اينديا گازت

10. آگره اخبار

11. اخبار لوديانه

12. انجمن پشاور (مجله)

13. انجمن عربي و فارسي (مجله)

14. اورينتل کالج مگزين (مجله)

 

خ. کتاب

مدخل
هايي که در موضوع «کتاب» قرار 
دارد مشتمل بر 70 مدخل است که بيان آن به تطويل مي
کشد.

 

ـ کاستي
هاي دانشنامه در موضوع کتاب

الف. کتابهايي که مدخلي به آن اختصاص داده نشده عبارتند از:

1. آموزگار فارسي [ويژه آموزش زبان فارسي براي اردو زبانان]/ حضور احمد سليم. چاپ اول: پاکستان، 1971م

2. انيسالاحبا/ موهن لعل انيس صدرپوري لکهنوي، تأليف1203ق. (تذکره).

3. اسرارالاخيار [در تاريخ کشمير]/ پيرغلامحسن کهوبهامي کشميري. هند ـ سرينگر، 1961م.

4. آداب العرب و الفرس/ ابن مسکويه، اين اثر در عهد سلطنت جهانگير گورکاني توسط محمد بن محمد ارجاني به فارسي ترجمه شده و موضوع آن چنانکه از عنوان کتاب نيز پيداست در آداب عرب و ايرانيان است.

5. اخلاق عالمآرا (اخلاق محسني)/ محسن فاني کشميري. چاپ اول: پاکستان ـ اسلام آباد، مرکز تحقيقات فارسي ايران و پاکستان،1361ش.

6. ادبيات فارسي در ميان هندوان/ دکتر سيد عبدالله، ترجمه دکتر محمد اسلمخان. چاپ اول، تهران، بنياد موقوفات دکتر محمود افشار، 1371ش.

7. آيينه اخلاق/ محمد شجاعت عليخان. هند ـ لکهنو، 1921م.

8. آيينه تواريخ/ شائق. گانپور، 1293ق.

9. آتش بيدود/ محمد احسنالله خان ثاقب. آگره، 1297ق.

10. اجناس الجناس [شعر فارسي و عربي در صنعت ترصيع]/ مير محمد عباس بن علي امبر موسوي شوشتري لکهنوي. لکهنو، 1307ق.

11. اصل الاصول دستور زبان/ محمدحسن خان صدرالصدور. کانپور، 1282ق.

12. اعظم الصناعه [در ادبيات فارسي]/ حاج سيد محمدحسين قادري صيفي صفوي. هند، 1260ق.

13. انجمن نگارستان دانش/ محمد عبدالاحد مولوي. لکهنو،1877م.

14. انيسالارواح/ عثمان هاروني خواجه. لکهنو، 1890.

15. انيسالاطبا/ مولوي محمد صادقعلي. هند، 1875.

16. انيسالعاشقين/ حسامالدين بانکيپوري. هند، 1310.

17. انيسالواعظين/ ابوبکر قريشي سندهي. هند، 1284ق.

18. اويماق مغل/ محمد عبدالقديرخان. امرتهه،1902م.

ب. کتابهايي که در مدخل نام نويسنده بدان اشارت شده ولي در ارجاعات نيامده است:

1. اسرار خودي/ اين اثر ذيل مدخل «اقبال لاهوري» ياد شده، ولي عنوان کتاب به صورت ارجاعي (يعني ارجاع به «اقبال لاهوري») نيامده است.

2. ارمغان حجاز/ اين اثر ذيل مدخل «اقبال لاهوري» آمده، ولي به صورت ارجاعي نيامده است.

3. اعجاز خسروي/ اميرخسرو دهلوي. اين اثر ذيل مدخل «اميرخسرو دهلوي» آمده، ولي ارجاع ندارد.

4. افضل الفوايد/ اميرخسرو دهلوي. اين اثر ذيل مدخل «اميرخسرو دهلوي» آمده، ولي ارجاع ندارد.

 

د. اشخاص

مدخل
هايي که در موضوع «اشخاص» قرار 
دارد مشتمل بر 645 مدخل است که با مراجعه به دانشنامه مي
توان ملاحظه نمود.

 

ـ کاستي
ها در موضوع اشخاص

براي شماري از نويسندگان و بزرگان که به نوعي با زبان و ادب فارسي در ارتباط قرار مي
گيرند مدخلي تهيه نشده است که از آن جمله
اند:

ـ «آزاد، محمدحسين» از نويسندگان و علماي پاکستان، در سال1245ق ولادت و به سال1328 وفات يافت. از وي بيش از 20 اثر برجاي مانده که شماري از آنها به فارسي است1.

 

ـ مواردي از اشتباهات در موضوع اشخاص

1. بايد گفت عمده مدخل
هاي مرتبط با تراجم رجال، با نام کوچک آغاز گرديده که اين از سهل الوصول بودن مدخلها کاسته است. شايان ذکر است در شبه قاره داشتن نام فاميلي رواج اندکي دارد و اين معضلي در مدخل
گزيني دانشنامه
پردازان است؛ مع
الوصف بهتر بود مسئولين مدخل
گزيني با توجه به تخلص، لقب و يا منسوب بودن فرد صاحب مدخل به يک مکان، اقدام به مدخل نويسي مي
نمودند. از اين
رو بايد گفت رويکرد «دانشنامه زبان و ادب فارسي در شبه قاره» در مدخل گزيني نام افراد، بيشتر به شيوه اعلام نويسي رايج در شبه قاره بوده است.

2. «آدم بنوري» (ص18)؛ محتويات اين مدخل دچار پاره
اي نارسايي
هاي تاريخي است. مثلاً نوشته شده که آدم بنوري در سال1053 قمري وفات يافته است و از ديگر سوي به نقل از يکي از منابع نام چهار فرزند وي را که جملگي از عرفاي زمان خود بوده
اندآورده و درباره يکي از اين فرزندان موسوم به شيخ غلام محمد گويد که به سال 1065 قمري وفات يافته است يعني در زماني که آدم بنوري 13 ساله بوده فرزندي داشته که از عرفاي زمان بوده و در 13 سالگي آدم بنوري نيز وفات يافته است.

3. «اردشير خاضع اله
آبادي» (ص360ـ361)؛ اين مدخل مي
بايست به صورت «خاضع اله
آبادي، اردشير» ارائه مي
گرديد و در ضمن در صفحه 360 (سطر 7، ستون1) مستند گفته در پرانتز چنين بيان شده (2/
517 ـ 518) و معلوم نيست منظور چه کتابي است. همچنين در بيان آثار خاضع، بسيار ضعيف کار شده است. مثلاً نوشته شده: «آثار: 1. تذکره سخنوران يزد...» و از بيان عدد «2» به عنوان اثر بعدي قاصر مانده که بهتر بود عدد «1» نيز حذف مي
گرديد. هرچند در ذيل آن نوشته شده: «رباعياتي نيز داشته... [خاضع] در تذکره سخنوران از ديگر آثار خود چون تاريخچه اله
آباد و اشک مادر و نامه گذشتگان نيز ياد کرده است» (ص360، ستون2).

در اينجا لازم است به ديگر آثار چاپ شده خاضع که توسط خود او به چاپ رسيده اشاره گردد: 1. خاطرات اردشير خاضع؛ 2. ديوان خاضع (در دو جلد)؛ 3. رباعيات خاضع؛ 4. يزدگردنامه (از آثار منظوم خاضع در بحر تقارب)؛ 5. گذشتگان (شامل اشعاري از شاعران زرتشتي)؛ 6. تاريخچه اله
آباد رستاق شهرستان يزد.

 

مقالات بلند

دو مقاله بلند در جلد اول دانشنامه آمده که يکي 13 صفحه و ديگري 7 صفحه است:

ـ اسلام در شبه قاره، ص399ـ411 (13ص).

ـ اقبال لاهوري، ص494ـ501 (7ص).

 

مقالات کوتاه

کوتاهترين مقالات اين جلد 9 و 10 سطر دارند که عبارتند از:

ـ مدخل هايي که با حذف منابع، 9 سطر دارند: اسماعيل بن ابراهيم تبريزي، ص414 ؛ الفتي مشهدي، ص529.

ـ مدخلهاي که با حذف منابع، 10 سطر دارند: آل محمد پهلواري، ص126؛ اسماعيل چشتي اکبرآبادي، ص415 ؛ انسي اوغلي مشهدي، ص654 و يکي دو مدخل ديگر.

٭٭٭

در پايان يادآور ميشود، پيش از انتشار «دانشنامه زبان و ادب فارسي در شبه قاره» دانشنامه ديگري با مضموني نزديک به دانشنامه مورد بررسي منتشر شده، که جهت آشنايي بيشتر، اشارهاي بدان ضرورت دارد.

    جلد چهارم دانشنامه ادب فارسي با عنوان «ادب فارسي در شبه قاره ( هند، پاکستان، بنگلادش)» به سرپرستي آقاي حسن انوشه در سال 1380 در سه جلد با 2807 صفحه (قطع رحلي)، مشتمل بر 4017 مدخل انتشار يافته است. اين اثر، نخستين دانشنامه در حوزه ادب فارسي در شبه قاره به شمار ميآيد و به قلم 45 نويسنده که 23 نويسنده آن بيش از ده مقاله و 22 نويسنده کمتر از ده مقاله داشتهاند تأليف گرديده است. در دانشنامه ياد شده 381 صفحه به مدخلهاي «آ» و «الف» اختصاص داده شده و تعداد مدخلهاي «آ» و «الف» بالغ بر 561 مدخل بوده است.

    از آنجا که چهارمين جلد «دانشنامه ادب فارسي» با عنوان «ادب فارسي در شبه قاره» چندين سال پيش از تأليف «دانشنامه زبان و ادب فارسي در شبه قاره» تأليف گرديده و بالطبع سرپرستان «دانشنامه زبان و ادب فارسي در شبه قاره» در انتخاب مدخل، نگاه و نظري نيز بدان داشته و صد البته مورد استفاده آنان نيز قرار داشته؛ شايسته آن بود که از اين کتاب به شيوه مطلوب
تري استفاده مي
شد و يا حداقل مدخلي به آن تخصيص مي
يافت.

 

منابع و مآخذ:

ـ عارف نقوي، سيد حسين (1370). تذکره علماي اماميه پاکستان، ترجمه: دکتر محمد هاشم. مشهد، بنياد پژوهشهاي آستان قدس رضوي، چ1. ص1ـ2.

2. محرابي، معين
الدين محرابي (1380). «نگاهي به دانشنامه ادب فارسي»، کتاب ماه کليات، ش50، بهمن1380. ص50 ـ55.

 

مأخذ:

نيم نگاهي به دانشنامه زبان و ادب فارسي در شبه قاره (کتاب ماه کليات، ش123 ، اسفند 1386، ص87 ـ 90).

[نقد: «دانشنامه زبان و ادب فارسي در شبه قاره» (ج1)، زير نظر: فرهنگستان زبان و ادب فارسي، تهران، 1384].

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي