تبليغاتX
ملاردی ها

ملاردی ها

اين وبلاگ به تاریخ و فرهنگ و مسائل اجتماعی ملارد می پردازد

شهر، شهر فرنگه

 

 

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

شهر، شهر فرنگه، قشنگ تماشا کن

رنگ و  وارنگه ، خـوب  تماشا کن

اينجا رو که مي
بيني به شکل خيابون در اومده، و فقط يه راسته خيابون داره، با آسفالت
هاي خراب؛ و اين ور و اون ورش کوچه
هاي کج و کوله با آسفالت
هاي وصله پينه
اي داره، اسمش ملاردِ، اونم شهر ملارد.

شهر، شهر فرنگه، خوب سياحت کن

از  همه  رنگه ،  قشنگ  سياحت  کن

اگه مي
خواي بدوني که قبلاً شهر ملارد چه جور جايي بوده، اينجا رو تماشا کن، اينجا ملارد قديمه، اينجا تا سي چهل سال پيش جمعيتش به هزار نفر هم نمي
رسيد. اين مسجد ملاردِ، اين قهوه
خانه
ي ملاردِ، اينم چندتا بقالي و خواربار فروشي ملاردِ. حالا خوب سياحت کن، مردمو تماشا کن و ببين که چه شاد و خندون دارند از باغ و مزرعه به خونه بر مي
گردند.

شهر، شهر فرنگه، خوب گوشاتو واکن

اينجا  ملارد ِ، خـوب  چِشـاتو  واکن

اين توپوليِ کچل و عصا به دست رو که مي
بيني، ارباب ملارد قديمه، اسم اون کُهبُده، اون براي رفاه و آسايش مردم خيلي کار کرده. ملارديا اونو خيلي دوست دارن و هنوزم که هنوزه وقتي اسمش مياد، براش فاتحه مي
خونن و خدا رحمتش کنه نثارش مي
کنن.

شهر، شهر فرنگه، خوب گوشاتو واکن

اينجا  ملارد ِ،  خـوب  چِشـاتو   واکن

اينجا رو که مي
بيني بازم شهر ملاردِ، اين آدمارو که مي
بيني همشون ساکن ملاردن، يکي بومي و يکي مهاجر، ولي همشون از يه چيز تو رنجند و خُلقشون کجه و مثل ريگ به زمين و زمان فحش ميدن.

    ـ حتماً ميگي واسه چي، آخه چرا اونا خُلقشون کجه؟

    آخه اونا يه عده
شون مستأجرند و اصلاً خونه و زمين ندارند؛ اونا هم که خونه دارند، سند ندارند؛ اينطوري بگم، خونه دارند ولي سند ندارند؛ باغ دارند ولي سند ندارند، زمين دارند ولي سند ندارند.

    ـ حتماً مي
پرسي آخه واسه چي سند ندارن؟

    جونم بگه براي اين که، همه
ي زمين
هاي ملارد و چندتا روستاي دور و بر اون که همشون مال ارباب ملارد بوده، بي صاحب مونده و بعد هم توي بورس خريد و فروش شده و اين وسط زمين و خونه مردم هم يه جورايي نصفه صاحاب پيدا کرده.

شهر ، شهر فرنگه ، خوب تماشا کن

رنگ  و  وارنگه ، خوب  تماشا  کن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي  | 

 

 

در آرزوي ظهور حضرت مهدي

غزلي از مرحوم آيتالله حاج شيخ عبدالکريم محرابي ايرواني متخلص به (نجلي)

 

گر  در  فراقت  اي  گُل ، در گِل نشستهام من

                                                دل را  به تار  زلفت، چون  شانه بستهام من

تا   شيشـهي   دلـم   را ،   مرآت   تو   نمايم

                                                بشکسته شيشهاي را، با اشک شستهام من

در مصر  اگر  چه  جسته ، يعقوب يوسفش را

                                                از  يوسفم  نشاني،  لکـن   نجستـهام  من

اي  باغبان  به  صد فن ، طردم مکن ز گلشن

                                               هم پر شکستهام من، هم  دل شکستهام من

در  بين  خاکِ  راهت ، بر  عشق  يک  نگاهت

                                              گر  گشتهام  گياهت ،  بي خود  نرستهام  من

تا   آفتـاب  رويـت ،   بر ديــدهام   بتـابيـد

                                              تابيده هاي  خود  را ،  از   هم  گسستهام  من

در  انتظـار  وصلت ،   صـد  قرن  اگر  نشينم

                                              مرگ  است  اگر  بگويم ،  زنهار  خستهام من

«نجلي»  ز  چشم  ياران ،  دلدار گشته پنهان

با  اين  که  از  وصالش ، طرفي  نبسته
ام من

 

 

مأخذ:

ديوان غزليات نجلي/ تأليف: آيت الله حاج شيخ عبدالکريم محرابي ايرواني متخلص به « نجلي » ؛ به کوشش و مقدمه و تصحيح: معين
الدين محرابي. چاپ اول: ملارد، ناشر: مصحح، 1385، ص 204 ـ 205.

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي 

 

مسجد جامع ملارد همچنان نيمه کاره است

 

 

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

در سال1374 که ملارد تبديل به شهر شده و شهرداري در آن استقرار يافت؛ به جهت تعريض خيابان اصلي، تصميم بر تخريب بخش عمده
اي از مسجد جامع ملارد گرفته شد. اما حجت
الاسلام عقيلي امام جماعت مسجد جامع ملارد مانع از تخريب مي
گرديد.

    شهرداري براي تعريض خيابان، اصرار بر تخريب مسجد داشت و امام جماعت مسجد نيز بنا بر پاره
اي ملاحظات فقهي از تخريب ممانعت مي
نمود تا اين
که عاقبت پس از چند سال حجت
الاسلام عقيلي با دريافت فتواي يکي از علما که براي تعريض خيابان نمي
توان مسجد را خراب نمود ولي اگر مطابق قانون حکم بر تخريب شود بدون اشکال خواهد بود؛ نامه
اي به استانداري ارسال و متن فتوا را نيز ضميمه نمود و در نتيجه مطابق قانون دستور به تخريب مسجد صادر گرديد.

    شهرداري آن مقدار از مسجد را که در خيابان قرار مي
گرفت پنجاه ميليون تومان قيمت
گذاري و اين مبلغ را براي بازسازي مسجد پرداخت نمود و علاوه بر آن، سرقفلي مغازه
هاي متعلق به مسجد را نيز به مغازه داران تأديه نمود.

    ساختمان مسجد در سال1376 تخريب و چيزي حدود 500 متر آن در خيابان افتاد و باقيمانده آن فقط 500 متر بود. چون براي بازسازي مسجد نياز به زمين بيشتري بود اقدام به خريد تعدادي از منازل اطراف مسجد گرديد که در اين راستا، حدود700 متر ديگر نيز بر وسعت مسجد افزوده شد و بدين طريق، زمين مسجد به1200 متر رسيد.

    از اواخر سال1377 ساخت مسجد جامع آغاز گرديد و هنوز به اتمام نرسيده است. اگرچه زمين مسجد 1200 متر است ولي بناي آن در 3500 متر ساخته شده است: زير زمين مسجد 700 متر، شبستان مسجد 700 متر، بالکن مسجد که براي زنان ساخته شده 600 متر، نيم طبقه
اي نيز جداي از اين مجموعه دارد که حدود 150 متر است. تأسيسات خارج از شبستان نيز شامل: آشپزخانه، کتابخانه، واحد فرهنگي و سرويس بهداشتي است.

    اين مسجد نقشه جامعي دارد که بر اساس آن در حال ساخته شدن است. مخارج آن تا سال 1386 که مشتمل بر خريد خانه
هاي اطراف و ساختن مسجد مي
باشد، بالغ بر 700 ميليون تومان بوده است.

    شايان ذکر است مسجد جامع ملارد پيوسته توسط هيئت امنا اداره شده است.

    حال که سخن بدينجا رسيد لازم است، از جهت ايقاظ و تنَبُه، خطاب به مسئولين محلي ملارد و آقايان شوراي شهر ملارد بگوييم که:

    آقايان، چرا براي تکميل مسجد جامع ملارد اقدام جدي و خداپسندانهاي انجام نميدهيد. تا کي اين مسجد بايد نيمه کاره رها شود؟ تا کي مردم بايد از کم کاريها و بيتوجهيهاي شما شکايت داشته باشند. زيادي هم لازم نيست فکر کنيد که چون شوراي شهر ملارد را در اختيار داريد و قرعه به نام شما خورده، پس اون بالا بالاها رفتهايد و استغفرالله «فعال من يشاء» مردم شده
ايد که اگر دلتان خواست کاري بکنيد و اگر دلتان نخواست کاري نکنيد. به قول آقاي رئيس جمهور، شماها همتون نوکر مردم هستيد و بايد نوکري مردم را بکنيد، يعني آستينهايتان را بالا بزنيد و براي مردم کار کنيد.

    مگر نه اين است که مسجد محل عبادت است؛ مگر نه است است که اين مسجد در ايام تعطيلات تابستان ميتواند با برگزاري کلاسهاي متعدد هنري و فرهنگي و راه اندازي اردوهاي تفريحي و دهها فعاليت ديگر، کمکي به پرکردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان بنمايد؟

    پس چرا اين همه اهمال و کوتاهي مي
کنيد؟ وقتي از تکميل مسجد، يعني مکاني که محل عبادت مردم است و الحمدالله بيشتر مخارج آن را نيز مردم پرداخت نمودهاند کوتاهي ميکنيد، چگونه ميتوانيم باور داشته باشيم که به کارهاي مردم رسيدگي خواهيد نمود؟

جهان سر به سر حکمت و عبرت است

                                  چـرا  بهره ي  ما  همـه  غفلت  است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي  | 

 

خروس تخمگذار

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

باشگاه خبرنگاران در تاريخ 23 مرداد 1387 از يکي از روستاهاي نيشابور موسوم به سر ولايت ، خبر خارق
العاده
اي منتشر نمود و آن اينکه در اين روستا خروسي پيدا شده که تخم هم مي
کند. متن خبر چنين است:

خروس تخمگذار در نيشابور گردشگران جهاني را متوجه خود نمود

كارشناسان انگليسي در رسانه هاي اين كشور اعلام نمودند که يک خروس استثنايي در 25 كيلومتري نيشابور و در روستاي سرولايت وجود دارد كه به احتمال زياد از اين پس در موزه شهر نيشابور نگهداري خواهد شد. اين خروس مي
تواند گردشگران زيادي را از سرتاسر جهان به اين شهر بکشاند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از پايگاه خبري گاردين، خروسِ تخمگذارِ نيشابور كه فقط يك مورد ديگر از اين نوع خروس در ونيز ايتاليا ديده شده، سبب خواهد شد که سالانه حداقل 100 هزار گردشگر خارجي از موزه نيشابور ديدن نمايند.

براساس اين گزارش، كارشناسان طيور انگليس چنين نظر داده
اند که نحوه تخمگذاري اين خروس، روزانه يک تخم خواهد بود.

همچنين به گزارش پايگاه خبري ماركت واچ آمريكا، خروس تخمگذار نيشابور، حيرت تمام كارشناسان معتبر طيور جهان را برانگيخته است. به نظر مي
رسد، ديدن اين موجود استثنايي براي تمام گردشگران خارجي هيجان
انگيز خواهد بود.

 

وقتي اين خبر را در مجلسي که جمعيتي از دوستان در آن گِردآمده بودند بيان مي
نمودم؛ يکي از حکماي حاضر در مجلس فرمود:

وقتي ما مَردها در زيرِ بارِ زندگي و سختيِ آن به زايمان مي
افتيم؛ عجب نخواهد

بود که خروسي نيز به زايمان افتاده و تخمگذار شده باشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي 

 

آقاي حسين گروسي و نمايندگي مردم شهريار در مجلس

 

 

هشتم شوراي اسلامي

 

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

بالاخره پس از ماه
ها، سرو صدا که نماينده شهريار در مجلس هشتم چه کسي خواهد بود، پرندهٴ بخت و اقبال نمايندگي بر سرِ آقاي حسين گروسي نشست و نمايندگي شهرستان شهريار به وي رسيد.

    اکنون که مجلس هشتم آغاز به کار نموده و آقاي حسين گروسي به نمايندگي مردم شهريار وارد مجلس شده، ما ضمن تبريک به آقاي حسين گروسي، يادآور مي
شويم: آن دسته از اهالي ملارد که به ايشان رأي داده
اند، روي شعار تبليغاتي ايشان که گفته بودند ملارد را تبديل به شهرستان خواهند نمود حساب باز کرده
اند.

    باشد که آقاي گروسي وفاي به عهد نموده و به انتظارات اهالي ملارد جامه
ي عمل بپوشند که اگر جز اين باشد، کلام الهي را ناديده گرفته
اند که مي
فرمايد: «لِمَ تَقولونَ مالا تَفعَلون» چرا حرفي مي
زنيد و به آن عمل نمي
کنيد.

••••••

 

اهالي ملارد گواهي مي
دهند، آقاي کلهر نماينده دوره هفتم شهريار، براي شهر ملارد و بخصوص منطقه ملارد قديم کاري نکرد و البته اين نکته را اهالي ملارد در کارنامه نمايندگي ايشان ثبت نموده
اند.

    باشد که آقاي گروسي کارنامه درخشاني از خود ارائه دهد و تاريخ ملارد از ايشان به نيکي ياد نمايد.

 

هرگز  هـدر  نسازي  رأيي  که گشت حاصل

                              تا  اين  و آن نگويند اين مرد ، اهل باد است

اين کرسي  وکالـت ،  بر کـس  وفـا  ندارد

                              چون  عمر  چند  روزه، بنياد آن به باد است

گفتي  مـلارد  گـردد  روزي  چو  شهر  خوبان

برگو کجاست خوبان، اکنون که فصل داد است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي  | 

کمبود بانک در ناحيه ملارد قديم

و

تبليغات جايزه
دار بانک
ها

 

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

ملارد، شهري که از مزاياي کافي شهري برخوردار نيست و فقط عنوان پر طمطراق شهر را يدک مي
کشد. در اين شهر، سه محله يا سه ناحيه وجود دارد موسوم به: ملارد، سرآسياب و مارليک، دو محله اخيرالذکر از قدمت چنداني برخوردار نيست ولي محله
اي که ملارد نام دارد و ساکنان بومي ملارد را در خود جاي داده است، قدمتي چند صد ساله دارد. متأسفانه اين مکان يعني ناحيه ملارد قديم مورد توجه دولتمردان منطقه قرار نگرفته و يکي از مظلوم
ترين نواحي شهريار به شمار مي
آيد. زيرا از امکانات رفاهي که از مظاهر تمدن شهري است در آن نشانه
هاي کمي ديده مي
شود. از پارک خبري نيست. از مراکز تفريحي و فرهنگسراها نشاني نيست و بالاخره اين
که از کمبود بانک در رنج است.

    بانک صادرات نخستين بانکي است که در ناحيه ملارد قديم و در دهه
ي چهل افتتاح گرديده است. بانک سپه نيز پس از انقلاب اسلامي شعبه خود را در ملارد داير نموده و در واقع ناحيه ملارد قديم همين دو بانک را دارد.

    اين نيز گفته آيد که براي مدتي بانک تجارت نيز شعبه
اي در ملارد داير نمود که بعداً به سرآسياب انتقال يافت. شعبه
اي از بانک ملي نيز از همان اول در بيرون ملارد قديم و در جوار شهرداري ملارد داير گرديده که چون با ملارد قديم فاصله دارد، بايد گفت اين بانک به جاي اين
که کارگشاي مسائل بانکي همه
ي مردم باشد، بيشتر حلّال مشکلات کارکنان شهرداري است.

   در واقع بايد گفت در ناحيه ملارد قديم دو بانک وجود دارد؛ بانک صادرات و بانک سپه.

    بانک صادرات يعني قديمي
ترين بانک ملارد نسبت به بانک سپه اين مزيت را دارد که عابر بانک نيز دارد ولي متأسفانه بسيار ديده مي
شود که عابر بانک آن، خراب و يا تعطيل است و اهالي براي گرفتن پول بايد به بانک مراجعه و از سر و کلّه يکديگر بالا بروند.

    بانک سپه نيز از مزيت خاصي برخوردار نيست. عابر بانک که ندارد، بناي آن کهنه و فاقد تعميرات است؛ فضاي جذابي هم ندارد.

    آقايان بانکداران محترم، شما که تبليغات جايزه
دارتان گوش فلک را کر کرده و فعاليت سالم بانکي را با جايزه
هايتان به مضحکه کشيده
ايد؛ به جاي اين همه تبليغات، قدري هم به فکر مردم باشيد، بياييد ببينيد کجا نياز به تأسيس شعبه
هاي جديد دارد. بياييد کار مردم را راه بياندازيد و با تأسيس شعبه
هاي جديد، اهالي ملارد قديم را از مسائل و مشکلاتي که کمبود شعب بانکي ايجاد نموده نجات دهيد.

    تبليغات جايزه
دار بانکي جز پر کردن کيسه
هاي پول بانک
ها و جز لطمه زدن به جايگاه واقعي بانک چه فايده
اي براي مردم داشته است.

    تلويزيون که مي
بايست مُبلغ کار و تلاش باشد، با تبليغات جايزه
دار بانک
ها، مُبلغ بخت و اقبال شده است. اين بانک، فلان تعداد ماشين جايزه مي
دهد و آن ديگري به بلندي برج ميلاد اسکناس در جيب خلايق مي
گذارد و آن يکي ويلا خيرات مي
کند. ولي خودمانيم براي رضاي خدا هم کاري انجام مي
گيرد. (ناگفته نماند مدتي است از تبليغات جايزه
دار بانکي در تلويزيون خبري نيست و ما به سهم خود از صدا و سيما تشکر مي
کنيم).

   آقايان بانکداران محترم، آيا هيچ مي
دانيد با تبليغات جايزه
دار بانکي که هر روز آن
را پروارتر مي
کنيد، مردم ما را در سراب آرزوهاي نايافتني گرفتار مي
کنيد. به جاي اين همه راست و دروغ بافتن بياييد براي مناطقي که نياز به تأسيس شعبه
هاي بانکي دارد شعبه ايجاد کنيد و کار مردم را راه بياندازيد.

    آقايان بانکداران محترم، مردم از خود مي
پرسند بانک
ها با آن همه ثروتي که از طريق مردم به خزانه
هايشان وارد شده آيا تا به حال کار خيري هم براي مردم انجام داده
اند. آيا يک بيمارستان و يا يک مدرسه ساخته
اند که قابل استفاده براي همه
ي مردم باشد؟ پس اين همه هياهو و تبليغات براي چيست؟

مطلب فوق، چند ماه پيش از طريق وبلاگ ملاردي
ها ارائه گرديد و متن آن نيز از طريق ايميل براي مقامات عالي بانکي و برخي مسئولان ديگر ارسال شد. خوشبختانه از آن زمان به بعد، از تبليغات جايزه
دار بانکي در صدا و سيما خبري نبود، تا اين که در روزهاي اخير، مجدداً مشاهده مي
شود که بانک
ها به ترفندهاي مختلف تبليغات جايزه
دار خود را آغاز کرده
اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي  | 

بانک
هاي ملارد و نه گفتن هميشگي

آنهم براي وام
هاي يکي دو ميليوني

 

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

از مجنون پرسيدند از بين همهي حرفها از چه حرفي بيشتر خوشت ميآيد؟ گفت: از حرف «نه». گفتند مگر حرف قحط است که از اين کلمه خوشت ميآيد؟ گفت:آخر من از ليلي جز حرف «نه» چيز ديگري نشنيدهام.

    و حالا اين حديثِ اهالي ملارد شده است. اهالي ملارد، تمام مظاهر تمدن جديد را دوست دارند؛ ولي اين مظاهر تمدن جديد پيوسته و در همه حال به آنان «نه» گفته است. چرا که طبيعت بورکراسي و کاغذ بازي اداري با حرف «نه»، «نميشود»، «دستوري نيامده»، «بعداً بياييد» و جملاتي از اين قبيل سرشته شده و اين خصيصهاي است که با شير اندرون شده با جان به در رود.

    مثال ميآوريم، يکي از مظاهر تمدن جديد بانک است. بانک در مقابل سود کلاني که از طريق سپردههاي افراد به دست ميآورد موظف به اداي برخي تسهيلات است که البته اين تسهيلات نيز همراه با خير و برکت فراوان براي بانک است.

    با اين توصيف به بيان اين مطلب ميپردازيم که ناحيه ملارد قديم با داشتن دو بانک (صادرات و سپه) داراي يک عابر بانک است که آن نيز متعلق به بانک صادرات و بيشتر اوقات خراب است. پس ميبينيد مردم ما پيوسته به استقبال مظاهر تمدن جديد ميروند ولي از آن منتفع نميشوند؛ و با وجود دهن کجيهاي آن، با روي گشاده از آن استقبال مينمايند.

    حالا بياييد فردي را در نظر بگيريد که ماهها پيش، مثلاً در اواسط سال گذشته در يکي از بانکهاي ملارد، حسابي باز کرده به اين اميد که شايد چند ماه بعد وامي به او تعلق بگيرد. چند ماه بعد مطابق آنچه مسئول مربوطه به وي گفته به بانک مراجعه ميکند؛ ولي از پيش معلوم است، هر موقع به بانک مراجعه کند حرفي جز اين نخواهد شنيد که: «نه»، «فعلاً نميشود»، «بعداً بياييد»، «فعلاً دستوري نيامده»، باز هم صبر کنيد» و... اينها همه و همه يعني «نه».

    پس ميبيند که مردم ما امروزه نيز همانند مجنون هزار سال پيش به «نه» گفتن ليلي عشق ميورزند. به عبارتي مردم ما، ليليِ زمان خود يعني مظاهر تمدن جديد را دوست دارند و با اينکه پيوسته از وي «نه» ميشنوند باز هم مجنونوار ليلي را دوست دارند.

به نظر مي
رسد بهتر باشد که دست از سرِ ليلي برداشته و به خواهر ليلي يعني صندوق قرض
الحسنه دل خوش کنند. زيرا صندوق قرض
الحسنه مي
تواند در حد نياز مردم معمولي که غالباً وام
هاي يکي دو ميليوني است به آنان قرض بدهد و فايده
اش هم بيشتر از بانک
هاي اسم و رسم دار است. اولين فايده
اش اين که، صندوق
هاي قرض
الحسنه هنوز گرفتار بوروکراسي و کاغذ بازي
هاي رايج اداري نشده
اند و کمتر موجبات نارضايتي مردم را فراهم مي
کنند و فايده دومش اين که سودي نيز بابت پولي که قرض مي
دهند نمي
گيرند.

شيوه قرض دادن بانک
ها به مردم معمولي که غالباً وام
هاي يکي دو ميليوني است، نوعي کلاشي محترمانه و تاجرانه است. بدين معنا که، ابتدا بايد پولي در بانک بخواباني، آن هم نه يک ماه و دو ماه که بعضاً نزديک به يک سال، و بعد با هزار منت پولي قرض بدهند و پدر جدّ آدم را در بياورند، مثل: استشهاد محلي تا آقايان بانکداران محترم بدانند که آيا براستي کسي که مي
خواهد قرض بگيرد ساکن همان محلي که آدرس داده
 می باشد يا نه؟ بعد از آن مي
بايد از عالم بزرگ ملارد يعني حجت
الاسلام عقيلي نامه ببرند که فرد را تأييد کند. بعد بايد بروند شوراي اسلامي ملارد تا آقايان شوراداران که آنها هم براي خودشان دستک و دمبکي راه انداختند طرف را تأييد کنند و اگر همه
ي اين
ها قبول شد و ضامن وام گيرنده هم مشکل نداشت؛ بعد از اين همه دوندگي مي
ماند اين که آيا دفتر مرکزي آن بانک، دستوري در خصوص اعطاي وام خواهد داد يا نه. بعد بايد هفته
ها يا ماه
ها منتظر شق
القمر کردن آقايان باشي که بالاخره مي
خواهند به فلان فرد وام يک يا دو ميليون توماني بدهند يا خير؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي  | 

شب اول قبر

 

http://malardiha.blogfa.com

moin.mehrabi@yahoo.com

 

وقتي به حال و روزگار بيشتر آدم
هاي امروزي مي
انديشم به اين نتيجه مي
رسم که اگر شب اول قبر نکير و منکر به سراغ آنها بروند و بپرسند:

ـ من ربک ؟

حتماً خواهند گفت: پول، زمين، خانه و ماشين.

ـ و اگر بپرسند: من نبيک ؟

پاسخ خواهد داد: راديو، تلويزيون، روزنامه، مجله، موبايل، اينترنت.

و اگر بپرسند: من امامک ؟

خواهند گفت: تخلف و تغلب.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي 

 

آب يخ  در هواي گرم ملارد

در  اين  هـواي  گرم  که  مانند  آذر  است

                              يک  جرعه  آب يخ  به  دو عالم  برابر  است

نزديک  من  ميـا  که  شب  اندر  کنار  من

                              يک  کيسه  آب  سرد  نکوتر  ز  دلبر  است

انـدر  مـذاق  بـاده  پرستان  در  اين  زمان

                              يک  بستنـي  ز  باده
ي  گلرنگ  بهتر  است

از سوز تشنگي است که لب
هاي خشک من

                              در  انتظـار  بوسه  از  آن  عارضِ تر  است

ساقـي بيـا  که  آب  حيـات  است  آب يخ

                              جامي  بده  که  هر  که  بنوشد سکندر است

آن  آب  سردِ  جـوي  و  قنـاتِ  ملارد  کو

از هرچه بگذري سخن دوست خوش
تر است

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت   توسط معين…الدين محرابي