شهر، شهر فرنگه
شهر، شهر فرنگه، قشنگ تماشا کن
رنگ و وارنگه ، خـوب تماشا کن
اينجا رو که مي
بيني به شکل خيابون در اومده، و فقط يه راسته خيابون داره، با آسفالت
هاي خراب؛ و اين ور و اون ورش کوچه
هاي کج و کوله با آسفالت
هاي وصله پينه
اي داره، اسمش ملاردِ، اونم شهر ملارد.
شهر، شهر فرنگه، خوب سياحت کن
از همه رنگه ، قشنگ سياحت کن
اگه مي
خواي بدوني که قبلاً شهر ملارد چه جور جايي بوده، اينجا رو تماشا کن، اينجا ملارد قديمه، اينجا تا سي چهل سال پيش جمعيتش به هزار نفر هم نمي
رسيد. اين مسجد ملاردِ، اين قهوه
خانه
ي ملاردِ، اينم چندتا بقالي و خواربار فروشي ملاردِ. حالا خوب سياحت کن، مردمو تماشا کن و ببين که چه شاد و خندون دارند از باغ و مزرعه به خونه بر مي
گردند.
شهر، شهر فرنگه، خوب گوشاتو واکن
اينجا ملارد ِ، خـوب چِشـاتو واکن
اين توپوليِ کچل و عصا به دست رو که مي
بيني، ارباب ملارد قديمه، اسم اون کُهبُده، اون براي رفاه و آسايش مردم خيلي کار کرده. ملارديا اونو خيلي دوست دارن و هنوزم که هنوزه وقتي اسمش مياد، براش فاتحه مي
خونن و خدا رحمتش کنه نثارش مي
کنن.
شهر، شهر فرنگه، خوب گوشاتو واکن
اينجا ملارد ِ، خـوب چِشـاتو واکن
اينجا رو که مي
بيني بازم شهر ملاردِ، اين آدمارو که مي
بيني همشون ساکن ملاردن، يکي بومي و يکي مهاجر، ولي همشون از يه چيز تو رنجند و خُلقشون کجه و مثل ريگ به زمين و زمان فحش ميدن.
ـ حتماً ميگي واسه چي، آخه چرا اونا خُلقشون کجه؟
آخه اونا يه عده
شون مستأجرند و اصلاً خونه و زمين ندارند؛ اونا هم که خونه دارند، سند ندارند؛ اينطوري بگم، خونه دارند ولي سند ندارند؛ باغ دارند ولي سند ندارند، زمين دارند ولي سند ندارند.
ـ حتماً مي
پرسي آخه واسه چي سند ندارن؟
جونم بگه براي اين که، همه
ي زمين
هاي ملارد و چندتا روستاي دور و بر اون که همشون مال ارباب ملارد بوده، بي صاحب مونده و بعد هم توي بورس خريد و فروش شده و اين وسط زمين و خونه مردم هم يه جورايي نصفه صاحاب پيدا کرده.
شهر ، شهر فرنگه ، خوب تماشا کن
رنگ و وارنگه ، خوب تماشا کن



