تبليغاتX
ملاردی ها - حمام در ملارد قدیم

ملاردی ها

اين وبلاگ به تاریخ و فرهنگ و مسائل اجتماعی ملارد می پردازد

 

 

حمام در ملارد قديم

 

 

تا هفتاد هشتاد سال قبل، ساختن حمام و آب
انبار همچون ساختن مسجد، يکي از مباني خيرات و مبرات به
شمار مي
رفت. افراد متمکن و خيرخواه جهت کسب ثواب اُخروي و برجاي گذاردن نام نيک خويش و کسب شرف و افتخار دنيوي اقدام به ساختن مسجد، حمام و آب
انبار مي
نمودند. اين
که نخستين حمام ملارد در چه سالي و توسط چه کسي ساخته شده معلوم نيست.

 

 

حمام قديم ملارد

 

اين حمام خزينه
دار و در کنار مسجد قديم ملارد واقع گرديده بود. بنا بر اقوال معمرين، زمان ساخت آن پيش از سال1300 شمسي يعني در اواخر عهد قاجار بوده است.

    چند پله که پايين مي
رفتي به رختکن حمام وارد مي
شدي و پس از گذشتن از يک دالان دراز و تاريک به سالن عمومي که محل شستشو بود وارد مي
شدي. روبرو دواخانه (محل ازاله مو) و در وسط صحن حمام حوضي مستطيل شکل قرار داشت. شاه
نشين آن نيز دو سکو در دور حوض بود که مردم بر روي آن مي
نشستند. خزينه را چند پله بالاتر از صحن داخلي حمام ساخته بودند و در طي سالياني که حمام فعال بود چند نفري در داخل آن خفه شده بودند.

    در هنگام خارج شدن از صحن شستشوي حمام، حوض کوچک کم عمقي قرار داشت که با پا گذاردن داخل آب آن به رختکن وارد مي
شدند و محل رختکن مشتمل بر سه اتاقچه کوچک بود.

    آب خزينه را دوهفته به دو هفته از آب نهري که در خيابان جاري بود پر مي
کردند. چند روزي که از پر کردن آب خزينه مي
گذشت، بوي تعفن از آن برمي
خواست. آب مصرفي داخل حمام نيز از آب نهر خيابان بود.

    در مواقعي که حمام خراب مي
شد و بر اثر نبود امکانات مالي تا مدتي همچنان خراب باقي مي
ماند. مردم به حمام قلعه فرامرز يا لم
آباد يا حصارک مي
رفتند و البته زماني که حمام مناطق يادشده نيز خراب مي
شد؛ اهالي آن از حمام ملارد استفاده مي
کردند. گفته مي
شود در ميان حمام
هاي آن زمان، حمام حصارک تميزتر بوده است.

 

آتشدان حمام: حمام قديم ملارد را با آتشدان که به آن تون گفته مي
شد گرم مي
نمودند و مواد گرم کننده آن نيز خاشاک و هيزم بود. حمامي
ها علف
هايي را که در کنار گندم
زارها مي
روييد و مورد استفاده دامداران نبود جمع کرده مي
گذاردند تا خشک شود و سپس آن
ها را براي تاباندن تون حمام (روشن کردن آتشدان حمام) مورد استفاده قرار مي
دادند. حمامي پيوسته انباري از اين علف
ها را براي زمستان ذخيره مي
کرد.

 

زمان شروع به کار حمام: از صبح زود تا حدود ساعت9 مخصوص مردان و از ساعت9 تا ساعت1 بعد از ظهر مختص زنان بود. ساعت1تا2 تعطيل مي
شد. از ساعت2 تا چند ساعتي مختص مردان و سپس به زنان اختصاص مي
يافت. بعضاً نيز در ساعات کار حمام تغييراتي صورت مي
گرفت.

 

 

حمام رفتن زنان ثروتمند در ملارد

 

در ملارد قديم زنان خانواده
هاي ثروتمند غالباً با يکي دو خدمتکار به حمام مي
رفتند. يکي از خدمتکاران طاس و مجمعه (سيني) با خود مي
برد و ديگري بقچه حمام در بغل، خانم را همراهي مي
کرد.

    ابتدا مکاني را که خانم مي
بايست در آن قسمت بنشيند خدمتکاران با آب داغ و کف صابون مي
شستند و سپس يک سيني مسي را وارونه روي زمين مي
گذاردند و خانم روي آن مي
نشست. در کنار آن، سيني مسي کوچکتري قرار مي
گرفت که داخل آن وسايل حمام شامل: ليف، صابون، شانه، سنگ
پا و طاس (تشت) قرار داشت و غالباً سه نوع طاس (بزرگ، کوچک و متوسط) مورد استفاده قرار مي
گرفت.

    خدمتکاران با طاس متوسط درون طاس بزرگ را پر آب مي
کردند و با طاس کوچک و يا متوسط بر روي خانم آب مي
ريختند. پس از کيسه و ليف کشيدن، درون طاس کوچک کف صابون درست مي
کردند و با ريختن آن بر سر خانم و چنگ زدن در موهاي وي سر وي را مي
شستند.

    اگر خدمتکاران در منزل، سر خانم را حنا گذارده بودند؛ به محض حضور خانم در حمام، ابتدا سر وي را مي
شستند و پس از آن در طاس کوچک مقداري رنگ عمل آورده، سر وي را رنگ مي
گذاردند و نيم ساعت بعد مي
شستند و حاصل آن مويي سياه و شفاف بود.

    هنگامي که خانم از شسته شدن فارغ مي
گرديد و پاي به سربينه (رختکن حمام) مي
گذارد، خدمتکاران بقچه

اي را باز کرده و يک زيرپايي از جنس مخمل زيرپاي او مي
انداختند و با دو قديفه (حوله) بزرگ اقدام به خشک کردن او مي
نمودند و سپس از بقچه
اي ديگر لباس
هاي تازه وي را بيرون آورده بر تنش مي
کردند و پس از شانه زدن موها و بافتن آن
ها روانه خانه مي
شدند.

    زن حمامي نيز به جهت دريافت انعام، غالباً در بردن و آوردن وسايل حمام و پوشاندن لباس خانم، با خدمتکاران همکاري مي
نمود.

 

حمام جديد ملارد

 

گرمابه
هاي غيربهداشتي يکي از مکان
هاي انتقال بيماري به شمار مي
آمد. يکي از مهم
ترين منابع گسترش انواع بيماري
ها، حمام
هاي قديمي خزينه
دار بود. آب داخل خزينه
ها هفته
اي يکبار و بعضاً ده روز يکبار تخليه مي
گرديد و در آخرين روزهاي پيش از تخليه متعفن مي
گرديد.

    از سال1340 به بعد که مبارزه با بيماري
 در دستور کار وزارت بهداشت قرار گرفت؛ نسبت به بستن حمام
هاي خزينه
دار که يکي از مظاهر شيوع بيماري به شمار مي
آمد، اقدامات جدي

تري صورت گرفت که نمود آن را در ملارد با تخريب حمام قديمي و احداث حمام بدون خزينه مي
توان شاهد بود.

    در حدود سال1340 و همزمان با تعريض خيابان اصلي که آن زمان 4 تا 6 متر عرض داشت، کُهبد حمام قديمي را به همراه مسجد و آب
انبار تخريب نمود و زمين حمام و آب
انبار را به همراه تعدادي از خانه
هايي که از اطراف مسجد خريداري نموده بود به مسجد تازه بناي ملارد افزود و با کمي فاصله، به جاي يک حمام که در ساعاتي از روز مخصوص زنان و ساعاتي نيز مخصوص مردان باشد؛ دو حمام چهار دوشه، يکي ويژه زنان و ديگري ويژه مردان احداث و وقف عام نمود.

    حمام جديد داراي حوض، شيرهاي آب گرم و سرد، و چندين دوش بود و در آن مکاني نيز جهت ازاله مو که اصطلاحاً به آن دواخانه گفته مي
شد قرار داشت. حمام جديد تا حدودي با استانداردهاي بهداشتي آن زمان مطابقت داشت.

 

 

حمامي

 

حمام قديم و حمام جديدي که کهبد ساخته بود هر دو وقف عام بودند و مالک آن تمام روستائيان به
شمار مي
آمدند؛ از اين
رو، مردم به اتفاق آرا از ميان کساني که داوطلب حمامي شدن بودند يکي را برمي
گزيدند.

    حمامي
ها غالباً کساني بودند که زمين و دام کم داشتند و از اين
رو مي
توانستند به کارهاي حمام برسند. از وظايف حمامي اين بود که آب به خزينه ببندد؛ حمام را تميز کند و پيوسته کوره حمام را که به آن تون گفته مي
شد روشن نگاهدارد و هيزمي را که جهت تون حمام به کار مي
رفت تهيه نمايد. زن حمامي هم در ساعاتي که حمام زنانه بود به حمام مي
رسيد.

    مزد حمامي را ساليانه و پس از برداشت محصول مي
دادند. در مراسم عروسي وقتي که داماد يا عروس را به حمام مي
بردند، رسم بر اين بود که خانواده عروس و داماد هدايايي به حمامي مي
دادند.

 

 

دلاک

 

از وظايف مهم دلاک، اطلاع رساني اخبار مهمي چون عروسي، عزا، ختنه سوران، و يا گردهمايي
هاي روستايي که جهت مشورت در امور آب، زمين و... برگزار مي
گرديد بود. دلاک مرد، مردان خانواده و دلاک زن، زنان خانواده را مطلع مي
نمود.

    هنگام فرا رسيدن مراسم عروسي، خبر رساني اين عروسي توسط دلاک انجام مي
گرفت. البته به دليل قِلّت جمعيت، تقريباً تمامي اهالي دعوت مي
شدند. دلاک براي رساندن پيام عروسي، در دستمالي نقل مي
ريخت و به يکايک خانه
ها مي
رفت و ضمن تعارف نقل، خبر عروسي و دعوت شدن آنان را ابلاغ مي
نمود. صاحب خانه نيز ضمن پذيرفتن دعوت، به دلاک مقداري گندم، نان و يا چيز ديگري مُشتُلُق مي
داد. بعدها که داد و ستد از شکل کالا به کالا خارج شده و پول در جريان داد و ستد روستا قرار گرفت؛ به دلاک به جهت آوردن خبر خوش عروسي، جوراب، نبات و حتي پول انعام داده مي
شد.

 

مزد حمامي: در زمان
هاي بسيار دور، پول حمامي را سالانه و هر خانواده
اي از محصول خود مي
داد ولي بعدها اين شيوه به دليل در مضيقه قرار گرفتن خانواده حمامي تغيير يافت. مردان ماهانه و يا چند ماه يکبار مقداري گندم براي حمامي مي
بردند و زنان براي هر مرتبه حمام رفتن، يکي دو نان براي حمامي مي
بردند. بچه
ها نيز نصف بزرگترها محاسبه مي
شدند.

 

 

آداب قديم حمام رفتن در ملارد

 

حمام
ها چون محل ملاقات
هاي قهري و برخوردهاي اتفاقي و يا ميعادگاه طبقات مختلف مردم بود، داراي آداب و سنن خاصي نيز بوده است:

 

ـ در هنگام ورود به صحن حمام، چنان
که فرد يا افراد بزرگتري در حمام حضور داشتند، براي اظهار ادب و تقديم احترام، طاسي آب از حوض وسط حمام برداشته بر سر يکايک آنان مي
ريختند و بدينوسيله اداي احترام مي
نمودند.

ـ هنگامي که فرد قابل احترامي در حمام بود يکي دو طاس آب بر پشت او مي
ريختند و اگر در حال صابون زدن بود، ليف او را گرفته کمي پشت او را ليف مي
کشيدند و يا از دور اداي احترام کرده با کف دست آب برداشته به او تعارف مي
کردند.

 

ـ هنگام نشستن در نقطه
اي از حمام، يکي دو طاس آب خيلي داغ در آن نقطه مي
ريختند و در هنگام ريختن آب داغ، بسم
الله مي
گفتند.

 

ـ هنگامي که از صحن حمام به رخت
کن مي
آمدند، يکديگر را چند دقيقه
اي ماساژ مي
دادند و بدينوسيله عطوفت و مهرباني خود را به يکديگر ابلاغ مي
نمودند و اين بيشتر به مردان اختصاص داشت.

 

 

حمام در مناسبت
هاي مختلف

 

مواقعي بود که حمـام تبديل به مکاني براي ديد و بازديدهاي عمومي مي
گشت. از آن
جمله:

 

انتخاب عروس: در صورتي که خانواده
اي دختري را جهت پسر خود مي
پسنديد، يکي از بهترين اماکني که خانواده داماد مي
توانستند عروس آينده خانواده را برانداز کنند حمام بود.

 

حمام برون عروس: در روز عروسي، طي مراسمي عروس را به حمام مي
بردند. بيشتر همراهان عروس را دختران جوان تشکيل مي
دادند. اعتقاد عمومي بر اين بود که رفتن دختران با عروس به حمام، خوش يُمن است و باعث باز شدن بخت آن
ها مي
شود. بردن و آوردن عروس از حمام همراه با ساز و دُهُل و هلهله و شادي بود.

 

حمام برون داماد: در روز عروسي، داماد به همراه ساق دوش و سُل دوش و شماري از دوستان و جوانان به حمام مي
رفت. هنگام بردن و آوردن داماد از حمام، جوانان بزن و بکوب و شادي راه مي
انداختند و دهل زده ، اسپند دود مي
کردند.

 

حمام زايمان: در دهمين روز زايمان، زائو به همراه قابله و تعدادي از زنان به حمام مي
رفت که آن
را دهه حموم مي
گفتند. زناني که همراه زائو بودند با خود ميوه و شربت مي
بردند و آن
را درون سيني (مجمعه) قرار داده و جلو زائو و کساني که در حمام بودند مي
گرفتند.

 

حمام ختم عزا: اين حمام جهت پايان دادن به مراسم سوگواري و عزاداري خانواده
اي بود که يکي از افراد درجه اول آن درگذشته بود. حمام ختم عزا، با حنا بستن و اصلاح سر و صورت بازماندگان متوفيٰ انجام مي
گرفت و تهيه مقدمات اين حمام توسط يکي از بزرگان خانواده يا يکي از بزرگان محلي صورت مي
گرفت.

 

حمام قشلاقِ ملارد

اين حمام خزينه
دار و در وسط قشلاق قرار داشت و از قدمت چنداني برخوردار نبود. از سال1345 با نظارت بهداشت و سپاه دانش، چندين دوش در اين حمام ايجاد گرديد و خزينه آن بسته و از آن به عنوان مخزن آب گرم استفاده مي
شد.

 

مأخذ يادداشت
هاي فوق:

تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم/ تأليف: معين
الدين محرابي و اعظم
السادات قاسمي. چاپ اول: ملارد، ناشر: معين
الدين محرابي، 1386.

يادآوري: چنان
که برخي از مطالب فوق، بدون ذکر مأخذ، مورد استفاده قرار گيرد موجب پيگرد قانوني خواهد بود. آنچه مطالعه نموديد در صفحات 85 ـ 91  کتاب تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم آمده است. استناد به وبلاگhttp://malardiha.blogfa.com   نيز الزامي است.

 

 

 


ادامه مطلب