زمستان در ملارد قديم
زمستان تنها فصلي بود که ملاردي
ها فارغ از کار کشاورزي، بيشتر ساعات روزشان را در خانه و در زير کرسي مي
گذراندند (تا چند دهه قبل، بيشتر اهالي ملارد در فصل سرما از کرسي استفاده مي
کردند). شب
ها نيز به صورت دوره
اي به خانه يکديگر رفته، شادماني و خوشي را براي يکديگر به ارمغان مي
بردند.
شب چله (شب يلدا)
شب نشيني
هاي زمستاني از شب يلدا (اول دي) که به آن شب چله مي
گفتند آغاز مي
گشت. در اين شب غالباً برف سنگيني مي
باريد و بعضاً سه
بار برف روبي انجام مي
گرفت. اهالي اين شب را جشن مي
گرفتند و تا نزديکي
هاي صبح در خانه يکديگر به تعريف خاطرات و شادگويي مي
پرداختند.
در اين شب هندوانه مي
خوردند و بر اين اعتقاد بودند که اگر کسي در اين شب هندوانه بخورد در چله تابستان تشنگي بر او چيره نخواهد شد. اگر هندوانه نمي
يافتند ترشي هندوانه مي
خوردند. از ديگر خوردني
هاي اين شب، انجير، کشمش، توت، نخودچي، گردو، بادام، فندق و تخمه بود.
شب نشيني
در ماه
هاي زمستان که کاشت و برداشت انجام نمي
گرفت؛ اهالي ملارد شب
ها را به صورت خانوادگي در خانه
ي يکديگر به شب
نشيني مي
پرداختند. در اين شب
ها علاوه بر اخبار روستا؛ قصه
هاي <اصلي و کَرَم>، <شاه اسماعيل>، <کوراوغلي> و <ليلي و مجنون> نيز خوانده مي
شد. همچنين يک نفر شعر مي
خواند و يک نفر ني مي
زد. گفته شده است که بعضي
ها نيز چُگور مي
زدند و چُگور نوعي سه
تار بود که نوازنده
ي آن
ضمن نواختن آن، اشعاري را نيز مي
خواند.
اين شب
نشيني
ها غالباً تا صبح ادامه مي
يافت و در آن همه نوع آجيل و خشک
بار براي مهمانان آورده مي
شد و عمده خوردني
هاي اين شب
ها گندم شاه
دانه تف داده و قاهوت بود.
کرسي
چهارپايه
اي مربع شکل که هر ضلع آن در حدود يک متر، و ارتفاع آن60 سانتميتر بود. روي آن
را با لحاف مربع شکل بزرگ که به آن لحاف کرسي گفته مي
شد مي
پوشاندند.
چنان
که پيش از اين و در فصل <ساختمان سازي در ملارد> گفته شد، خانه
هاي ملارد غالباً داراي دو اتاق زمستاني و تابستاني بود. در وسط اتاق زمستاني، گودي کوچکي جهت ريختن ذغال کرسي تعبيه مي
گرديد که به آن چاله کرسي گفته مي
شد.
پس از آن
که ذغال را در حياط روشن کرده و دود آن از ميان مي
رفت، آن را با خاک انداز و يا وسيله
ي ديگر درون چاله کرسي ريخته و روي آن مقداري خاکستر مي
ريختند و کرسي را بر روي آن چاله قرار مي
دادند.
بعدها منقل، جاي چاله کرسي را گرفت و از آن پس، ذغال کرسي را درون منقل
ريخته و زير کرسي قرار مي
دادند و هنگامي که نياز به گرماي بيشتري بود، مقداري از خاکستر را کنار مي
زدند.
در سال
هاي اوليه انقلاب، منقل برقي جاي منقل ذغالي را گرفت و در سال
هاي اخير استفاده از کرسي از تمامي خانه
ها رخت بربسته است.
براي استفاده از کرسي، افراد خانواده دور آن به نحوي مي
نشستند که پاها و نيمه پايين بدنشان، درون کرسي قرار مي
گرفت و بدين وسيله خود را گرم مي
نمودند.
از اعتقادات مربوط به زمستان
ـ اگر در فصل زمستان سگي در سايه مي
خوابيد، بر اين باور بودند که فردا هوا تا حدودي گرم خواهد شد.
ـ اگر در يکي از شب
هاي زمستان اسب، يابو و يا قاطر بدون دليل شيهه مي
کشيد، آن
را نشانه اين مي
دانستند که فردا باد يا باران خواهد آمد.
|
مأخذ يادداشت
هاي فوق: تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم/ تأليف: معين
الدين محرابي و اعظم
السادات قاسمي. چاپ اول: ملارد، ناشر: معين
الدين محرابي، 1386. يادآوري: چنان
که برخي از مطالب فوق، بدون ذکر مأخذ، مورد استفاده قرار گيرد موجب پيگرد قانوني خواهد بود. آنچه مطالعه نموديد در صفحات 241 ـ 243 کتاب تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم آمده است. استناد به وبلاگhttp://malardiha.blogfa.com نيز الزامي است. |
ادامه مطلب


