ملارد در شعر شاعران
از يکايک شاعران و فرهيختگاني که اشعاري درباره ملارد سروده
اند درخواست مي
گردد اشعار و سروده
هاي خود را جهت درج در اين وبلاگ ارسال نمايند.
I I I I I I I I I I I I
سروده
ي آقاي: احمد فرجي
از ارادت تـا نهـادم سر بـه دامـان ملارد
عاشق و ديوانه
ام از لطف جانان ملارد
از خـدا توفيـق مي
خواهـم بگويـم بارهـا
از وفاي مردم خوب و مسلمان ملارد
دفتـر ايـام دارد بس فـراوان نکتـه
ها
از گـذشـت روزهـا و روزگـاران ملارد
از قنات و آسياب و بوي نان گندمش
خاطراتي مانده زيبـا در دل و جان ملارد
از تلاش و کوشش و از همـت مردان او
کن تماشا باغ
ها را در بهـاران ملارد
زير باران بهـاري هر سحـر، سر مي
کشد
ياس، سمت کوچه
ها، از کنج ايوان ملارد
دل به آييـن محمـد، سر به فرمـان علي
عهدشان با کربلا ، اين است پيمان ملارد
گوهري دارد چو ابراهيم بر دامان خود
اين گـواه صادقي از عشق و ايمان ملارد
در ميان جبهه
هاي خون و آتش مانده است
در رشـادت، ردِ پـاي شيـر مـردان ملارد
بـر فـراز قلــه
هـاي عـزّت و آزادگي
مي
درخشـد پرچـم سرخ شهيدان ملارد
از خدا مي
خواهد «احمد» هر سحر وقت اذان
گَردِ غم از دل بشويد زيرِ بارانِ ملارد
برگرفته از کتاب: ملارد شهري در خاطرات و يادها ، (ص1ـ2)
ادامه مطلب


