ساختمان سازي در ملارد قديم
شيوه ساخت
در ملارد قديم، خانه
ها بافتي يکسان و يکدست، متراکم و چسبيده به هم و بيشتر يک طبقه بودند. خانه
ها را با متراژ 150 تا 500 متر مي
ساختند و بناي آن بدين گونه بود:
در نقطه
اي از آن، دو اتاق تو در تو مي
ساختند يکي زمستاني و ديگري تابستاني و جلوي اتاق تابستاني ايواني مسقف قرار مي
دادند. اتاق اولي را قاباق اتاق و اتاق دوم را دالي اتاق، يا پسينه مي
گفتند. البته خانه
هايي با اتاق
هاي متعدد نيز ساخته مي
شد.
در سال
هاي بسيار دور بام اتاق
ها را گنبدي درست مي
کردند و در وسط آن، سوراخي تعبيه مي
نمودند تا در زمستان که هواي اتاق بر اثر روشن کردن ذغال، سنگين و امکان ذغال گرفتگي وجود داشت، تهويه شود و به آن باجّه يا پاجّه مي
گفتند. بعدها سقف اتاق
ها را با تيرهايي از تنه درختان تبريزي ساختند و اين موجب گرديد علاوه بر اين
که سقف
هاي اتاق
ها هموار و صاف گرديد، اين سنت يعني تعبيه روزنه
اي در سقف اتاق
ها نيز از ميان برود.
سقف چوبي اتاق
ها مکان مناسبي براي نگهداري برخي از خوراکي
ها و وسايل مورد نياز بود. خوراکي
ها را با طنابي از سقف مي
آويختند تا از گزند موش و گربه در امان باشد. و وسايل مورد نياز را نيز براي محفوظ نگاه داشته شدن از سقف مي
آويختند.
براي ساختن اين اتاق
ها، پس از اين که ديوارهاي اتاقي مثلاً 12 متري (3*4 متر) را را با خشت بالا مي
آوردند (البته بعداً آجر جاي خشت را گرفت)؛ سقف آن
را بدين
گونه مي
زدند؛ تعداد12 تا 15 تير از تنه
هاي درخت تبريزي را بر روي ديوارها مي
خواباندند و با دقت و سليقه
اي خاص روي آن
را با شاخه
هاي ريز و درشت درختان مي
پوشاندند و يا ابتدا روي تيرها را حصير زده و سپس شاخه
هاي ريز و درشت روي آن مي
ريختند و بر روي آن شفته
ريزي مي
کردند و روي شفته را خاک (خاکي که آميخته به شن نباشد) مي
ريختند و روي آن را با غلتک مي
غلتاندند و يا آن را لگد مي
کردند تا خاک محکم شود و ضمن آن مقداري خاکستر نيز مي
ريختند تا بر فشردگي و استحکام آن بيافزايد. آن
گاه بام را کاه
گل کرده و اندک شيبي به نقطه
اي از بام مي
دادند. در انتهاي شيب، ناوداني از حلبي مي
گذاردند و اين ناودان، حلبي
اي بود منحني شده که طول آن نيم متر بود و آب باران را با فاصله
اي که به ديوار آسيب نرساند به داخل کوچه مي
ريخت. ديوارهاي اتاق
ها يک متر پهنا داشت.
درهاي منازل
درهاي خانه
ها همه چوبي، قديمي و اصيل بود. بيشتر درها از داخل با کلون بسته مي
شد. و بيشتر آن
ها از بيرون داراي دو کوبه بود. يکي براي مردان و ديگري براي زنان. انتخاب اين نوع کوبه که تقريباً در تمامي نواحي ايران رواج داشته از اين جهت بود که صاحب خانه قبل از باز کردن در و يا حتي قبل از پرسيدن اين که کيست بداند که مراجعه کننده زن يا مرد است. روي بعضي از اين درها نقش و نگارهايي با فلز کوبيده مي
شد که به درها ابهت و جذبه
اي خاص مي
بخشيد.
درهاي اتاق
ها
اتاق
هاي قديمي ملارد، درهاي دولنگه داشتند که با زبانه
اي به چارچوب بالاي در قفل مي
شدند. برخي از درهاي ورودي به منازل نيز زبانه
دار بودند، اما اين زبانه
ها از زبانه
هاي درهاي اتاق پهن
تر و ضخيم
تر بودند. درها را بيشتر با چوب درختان تبريزي مي
ساختند.
تأسيسات داخلي منازل
همان
گونه که گفته شد در خانه
هاي قديمي ملارد دو اتاق تو در تو ساخته مي
شد که يکي زمستاني و ديگري تابستاني بود. آنچه که سواي اين دو اتاق ساخته مي
شد بدين قرار بود:
1. مطبخ (آشپزخانه):
اين مکان را با فاصله از اتاق
هاي نشيمن مي
ساختند تا دودي که بر اثر روشن کردن هيزم از اجاق آن برمي
خاست، اتاق
ها را سياه نکند. براي مطبخ يک يا دو پنجره جهت خارج شدن دود اجاق و تابيدن نور به داخل آن تعبيه مي
نمودند.
در هر مطبخ، يک اجاق که با آجر ساخته شده بود قرار داشت. براي درست کردن يک اجاق محکم و هميشگي، پايه آن
را از آجر و يا سنگ مي
گرفتند و اطراف آن
را گِل تنور مي
ماليدند. درست کردن يک اجاق موقت نيز کار ساده
اي بود که با چند آجر و قلوه
سنگ شکل مي
گرفت.
بعد از آمدن مدنيت شهري، يک چراغ سه فتيله نيز که با نفت مي
سوخت اجاق را همراهي مي
کرد. همچنين در هر مطبخ، يک يا چند تاقچه براي گذاردن، ديگ، باديه، چمچه، جام و وسايل آشپزخانه وجود داشت.
2. تنورستان يا تندورستان:
اين مکان در نزديکي و يا مجاورت مطبخ ساخته مي
شد و شکل و شمايي همچون مطبخ داشت با اين تفاوت که داخل آن از شدت دوده سياه و تاريک مي
نمود. در سقف آن سوراخي جهت بهتر خارج شدن دوده تعبيه مي
گرديد که در مواقع باراني آن را با حلبي يا تخته
اي مي
پوشاندند و به آن پاجِّه گفته مي
شد. در ديوار نيز تعدادي ميخ زده مي
شد و به اين ميخ
ها، ابزار پختن نان را مي
آويختند. کنده
ها و هيزم
هاي تبر خورده يک دست را در تنورستان و يا مطبخ نگهداري مي
کردند. از حياط و بام خانه نيز در نگهداري کنده و هيزم بهره مي
گرفتند.
3. طويله:
در بيشتر خانه
ها با فاصله از اتاق
هاي نشيمن و آشپزخانه و تنورستان، طويله
اي ساخته مي
شد، زيرا دامداري در حد کوچک آن يعني داشتن يکي دو گاو و چند گوسفند، و نيز داشتن چهارپايان اهلي همچون الاغ، امري طبيعي و رايج بود. در همان طويله و يا بيرون آن، تعدادي طيور شامل: مرغ و خروس، اردک، غاز و بوقلمون نيز نگهداري مي
شد.
در طويله يکي دو آخور قرار مي
دادند و يکي دو سوراخ نيز جهت تهويه هواي داخل آن تعبيه مي
گرديد. هنگامي که هوا سرد بود، با ريختن مقداري کاه درون پارچه
اي مندرس، سوراخ
ها را مي
بستند. و هنگامي که هوا گرم مي
شد پارچه را برمي
داشتند. در قسمتي از طويله، نيمه ديواري کشيده مي
شد و داخل آن کاه و يونجه مورد استفاده چهارپايان نگهداري مي
شد. البته تعدادي از افراد که داراي احشام فراوان بودند مکان
هاي مناسبي جهت نگاهداري دام و علوفه داشتند.
4. توالت:
هميشه توالت را در حياط و در نقطه
اي آفتابگير مي
ساختند. سنگ توالت از يکي دو سنگ صاف و مسطح و بعدها چند آجر که جهت قرارگرفتن پا بر روي آن تعبيه شده بود شکل مي
گرفت و گوديِ زيرِ آن بس مخوف بود.
5. حوض و آب
انبار:
در برخي خانه
ها حوض و آب
انبار نيز مي
ساختند که از نوعي ساروج که در منع تراوش آب کاربرد داشت ساخته مي
شد. اين ساروج از ترکيب: آهک، پيه چهارپايان، پنبه يا موي بز پديد مي
آمد. بزرگي آب
انبارها حداکثر دوازده متر و عمق آن2 متر بود.
6. چاه آب:
برخي خانه
ها چاه آب نيز داشتند و اهل خانه با چرخ و دلو از چاه آب مي
کشيدند. خانه
هايي که چاه و آب
انبار نداشتند، آب شُرب را از آب
انبار کنار مسجد برداشت مي
نمودند.
7. حياط:
در ملارد قديم، داشتن يک حياط بزرگ تأثير عميقي در زندگي داشت. زيرا موجب نشاط افراد خانه و بخصوص شادابي کودکان در افت و خيزهاي کودکانه
شان مي
شد.
همچنين از نقطه
نظر اين
که آمد و شد اقوام و بستگان بسيار بود، حياط خانه مي
توانست در گردهمايي
هاي خانوادگي نقشي عمده ايفا نمايد. حياط خانه
ها باغچه داشت و در آن
درخت و گل و گياه کاشته مي
شد. بيشتر حياط
ها به دليل داشتن درختان انگور، سيب، توت و... به صورت باغچه کوچکي درآمده بودند.
حياط بيشتر منازل در گودي و چند پله پايين
تر از کوچه و خيابان ساخته مي
شد و سبب آن نيز، سوار شدن آب بر حوض و آب
انبار منازل بود.
8. بام
منازل و موارد استفاده از آن
:
غالباً از بام
ها جهت نگهداري برخي وسايل و هوا دادن به عليق گاو و گوسفند، خشک کردن برخي از ميوه
ها (توت، سيب، زردآلو، و...) استفاده مي
شد.
٭ ٭ ٭
در ملارد قديم همدلي و عطوفت ميان مردم بسيار بود. مثلاً اگر کسي خانه
اي مي
ساخت، همسايه
ها با آوردن نان و پنير و چاي براي کارگران، محبت خود را ابراز مي
نمودند و يا در ساخت خانه در حد مقدور به يکديگر کمک مي
کردند.
اثاثيه منزل
کف اتاق
ها را با گليم و فرش مي
پوشاندند و چنان
که امکان پوشاندن کامل اتاق نبود، آن قسمت را با حصير فرش مي
کردند. وسايلي که در خانه
هاي ملارد قديم وجود داشت عبارت بود از:
تشت، ديگ، ديگچه، کاسه، وردنه، نان
بند، کوزه، بشقاب، صندوق چوبي (براي نگهداري نان)، غربال، طبق چوبي، مجمعه (سيني)، طاس حمام، سبد، يخدان، سطل، صندوق (جهت نگهداري لباس و اشياء قيمتي)، بستو، جاجيم، لحاف، تشک، بالش، پتو، گردسوز، فانوس و سه پايه
اي که آن را روي گردسوز مي
گذاردند تا غذايي را گرم نمايند.
در زمستان براي گرم کردن خود از کرسي و در تابستان
ازبادبزن استفاده مي
کردند. بعدها پنکه سقفي رواج يافت و البته ضخيم بودن ديوارها، از سرما و گرماي زمستان و تابستان مي
کاست.
|
مأخذ يادداشت
هاي فوق: تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم/ تأليف: معين
الدين محرابي و اعظم
السادات قاسمي. چاپ اول: ملارد، ناشر: معين
الدين محرابي، 1386. يادآوري: چنان
که برخي از مطالب فوق، بدون ذکر مأخذ، مورد استفاده قرار گيرد موجب پيگرد قانوني خواهد بود. آنچه مطالعه نموديد در صفحات 41 ـ 46 کتاب تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم آمده است. استناد به وبلاگhttp://malardiha.blogfa.com نيز الزامي است. |
ادامه مطلب


