تبليغاتX
ملاردی ها - امامزاده و قبرستان ملارد

ملاردی ها

اين وبلاگ به تاریخ و فرهنگ و مسائل اجتماعی ملارد می پردازد

 

 امامزاده و قبرستان ملارد

 

 

 

در مکاني که امروزه قبرستان ملارد واقع گرديده ازقديم
الايام دو بقعه کوچک وجود داشته است که يکي مدفن امامزاده سيد ابراهيم و ديگري بقعه
اي موسوم به چهل دختران بوده است.

 

الف. امامزاده ابراهيم

 

اين امامزاده به باور اهالي، مدفن امامزاده سيد ابراهيم از فرزندان امام هادي (امام علي
النقي) عليه
السلام مي
باشد و از قديم
الايام يکي از زيارتگاه
هاي مورد توجه اهالي ملارد و روستاهاي پيرامون بوده است.

    در تشريح شکل و نماي قديمي آن مي
توان گفت: اتاقکي بود کاهگلي و بدون زرق و برق که با مصالحي از خشت و گل ساخته شده بود و در وسط آن معجري چوبي که از قدمت زيادي برخوردار نبود قرار داشت. درب ورودي آن پوسيده و موريانه خورده و بام آن کاهگلي و کمي انحنا و قوس داشت.

    بنا بر گفته
هاي اهالي بومي ملارد، حدود پنجاه سال پيش سارقان اشياء عتيقه چندين نقب در قسمت زيرين امامزاده ايجاد نموده، دفينه
هايي را با خود برده بودند. اين
که به راستي، سارقان در آن
جا دفينه
اي يافته بودند يا خير معلوم نيست؛ ولي مردم بر اين باور بودند که دفينه
هايي بوده و به يغما رفته است. برخي که در همان زمان نقب
هاي ايجاد شده را ديده بودند اين باور را داشتند که جاي برداشته شدن برخي اشياء در نقب
ها مشهود بوده است. مکان اين امامزاده در سال
هاي اخير خاکبرداري و اکنون در حال بازسازي است.

ـ امامزاده ابراهيم از قديم
الايام، محل اجتماع دسته
هاي سينه
زني در ايام تاسوعا و عاشورا بوده است.

ـ اهالي ملارد قديم، غالباً هنگامي که مي
خواستند گوسفندي قرباني کرده و با آن شيلان بکشند (خرجي بدهند)، آن
را در کنار امامزاده قرباني مي
کردند.

    ياد
آور مي
شود تا سال
هاي آغازين انقلاب، دو چنار کهن
سال در نزديکي امامزاده وجود داشت که پس از انقلاب آن
 دو را قطع نموده
اند. گفته مي
شود در اوايل انقلاب، سارقان اشياء عتيقه حد فاصل دو درخت را کنده و به دفينه
هايي دست يافته بودند.

 

 

ب. چهل دختران

 

در کنار امامزاده ابراهيم، بقعه ديگري موسوم به چهل دختران وجود دارد که بناي آن از خشت و گل و دليل تسميه آن به چهل دختران نامعلوم است. در چند دهه قبل برخي از روستائيان متوفيان خود را در اين بقعه به خاک سپرده
اند. در قديم
الايام مردم و بخصوص زنان، براي برآورده شدن حاجت خود در آن شمع روشن مي
کرده

اند. اين بقعه اکنون در حال فروپاشي است.

 

 

پ. قبرستان ملارد

 

در ملارد قديم سه قبرستان وجود داشته است:

    ـ اولين قبرستان در نزديکي مکاني که امروزه مسجد حسينيه ساخته شده قرار داشته و قبرستان کوچکي بوده است. در بيان دقيق مکان آن بايد گفت، چنان
که از سمت ملارد به مسجد حسينيه برويم، در سمت حسينيه، حدوداً بيست سي متر بالاتر، يک سه راه قرار دارد که اکنون در نبش آن ساختمان ساخته شده است. قبرستان قديمي ملارد در آن
جا قرار داشت و وسعت آن حدود هزار متر بود. اين قبرستان، ديوارهايي از خشت داشت که بزرگي خشت
ها سه وجب عرض و طول، و يک وجب قطر داشت. برخي از معمرين بر اين باور بودند که اين مکان در اصل قلعه
اي قديمي بوده که بعدها تبديل به قبرستان شده است. بنا بر اقوال آنان، خشت
هاي اين ديوار خيلي محکم و تا حدود سال1335 هنوز بقاياي آن برجاي بوده است. قطر ديوار اين قبرستان به اندازه دو خشت يعني يک متر و نيم بوده است.

    از حدود سال1330 به بعد فقط کودکان را در اين مکان دفن مي
کردند و افراد بزرگتر را در قبرستان امروزي ملارد به خاک مي
سپردند. از حدود سال1340 به بعد دفن مردگان در اين قبرستان به طور کلي منسوخ گرديد.

    اين نيز گفته آيد که در قديم
الايام، قبرستان کوچک ملارد را تپه مي
گفته
اند. کهبد زمين آن
را به ميراب خود ايوب و فردي به نام تقي پسر مرصع داد.

 

    ـ دومين قبرستان در ابتداي محله
اي که به آن چول قلعه گفته مي
شد واقع گرديده و قبرستاني بزرگ و متروکه بود. به عبارتي اين قبرستان در دوسوي ابتداي خيابان شهدا قرار داشت. قدر مسلم اين
که، اهالي از حدود سال1300 به بعد، مردگان خود را در آن به خاک نمي
سپردند. مي
توان احتمال داد، قدمت اين قبرستان، بيش از قبرستان سابق
الذکر بوده باشد.

    در حدود سال1323 کهبد دستور تخريب يک طرف اين قبرستان را داد و در آن سه چهار ساختمان براي کارکنان خود بنا نمود. بقيه قبرستان همچنان باقي بود تا اين
که بعدها کهبد از مردم خواست چنان
که مايل به ساختن خانه هستند، مي
توانند در زمين
هاي اين مکان به صورت مجاني براي خود خانه بسازند و بدين طريق اين قبرستان نيز از ميان رفت. فاصله ميان قبرستان بزرگ و کوچک حدود دويست متر و حد فاصل اين دو را باغ تشکيل مي
داد.

 

    ـ سومين قبرستان در جوار امامزاده ابراهيم بود که امروزه تنها قبرستان ملارد به شمار مي
آيد. در محوطه اين قبرستان، درختان توت فراواني وجود داشت که مردم به هنگام زيارت اهل قبور از آن
 مي
خوردند.

    اين
که اين قبرستان از چه زماني شکل گرفته معلوم نيست ولي مي
توان قدمت آن
را از زماني دانست که ساکنين روستاي خشّاب، مردگان خود را در آن به خاک سپرده
اند. خرابه
هاي روستاي خشّاب تا نيم قرن پيش در محدوده مکاني که امروزه دانشگاه آزاد اسلامي ساخته مي
شود قرار داشته است.

   

    قابل ذکر آن
که، از قديم
الايام، به دليل جنگلي بودن بخشي از اراضي ملارد، و وجود انواع و اقسام حيوانات وحشي، بارها ديده شده بود که حيوانات وحشي به گورستان
ها رفته و برخي از اجساد را خورده و متلاشي کرده بودند. از اين
رو، اهالي پس از دفن مردگان، تا چند شب در آن محل آتش مي
افروختند و بدين وسيله مانع از حضور حيوانات وحشي مي
شدند.

 

 

مأخذ يادداشت
هاي فوق:

تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم/ تأليف: معين
الدين محرابي و اعظم
السادات قاسمي. چاپ اول: ملارد، ناشر: معين
الدين محرابي، 1386.

يادآوري: چنان
که برخي از مطالب فوق، بدون ذکر مأخذ، مورد استفاده قرار گيرد موجب پيگرد قانوني خواهد بود. آنچه مطالعه نموديد در صفحات 47 ـ 50  کتاب تاريخ و فرهنگ شفاهي ملارد قديم آمده است. استناد به وبلاگhttp://malardiha.blogfa.com   نيز الزامي است.

 

 

 


ادامه مطلب