تعبیر اللغات
تعبير اللغات
معين الدين محرابي
الانتخابات : آنچه دل کانديداها را قيلي ويلي نمايد.
السور : آنچه در ايام انتخابات به راه افتد.
البهتان: آنچه کانديداها به يکديگر گويند.
البازاري : آن که جز دروغ نگويد.
الحلال : آنچه جماعت بازاري ميل به خوردن آن ندارد.
الگراني: آنچه بازاريان را خوش آيد و مردمان را اندوه.
الخسيس : مالدار.
المحتکر : آن که از خدا نترسد.
الوقف : امري پسنديده که خيرش به کسي نرسيده.
الواقف: آن که نقد مال به خير و غير سپارد.
الرئيس: آن که با رشوه سر و سرّي دارد.
الکذب : گفته مديران و رؤسا را گويند.
الابله : آن که گفته مديران و رؤسا را باور نمايد.
الرشوه : کار ساز بيچارگان.
البانک : خيرخواه ثروتمندان و دشمن فقيران.
العابر بانک : طبل تو خالي.
الاسکناس : کاغذ بي ارزش را گويند.
الايران چک : همزاد اسکناس که پيوسته چهار شماره سمت راست آن در حساب نيايد.
النفت : آنچه تا حالا خيرش را نديده
ايم.
البنزين : آنچه گراني همه چيز بسته به اوست.
البرق : آنچه در تابستان
ها گاهي هست و گاه نيست.
القبض برق: آتچه ديدنش به قبض روح مانند است.
الطبيب: دستيار ملک الموت
البيمار : تخته مشق اطبا.
الکشاورز : آن که همه ساله کار بي اجر و مزد انجام دهد.
الشهرداري : آن که با اغنيا راه مماشات دارد و با فقيران راه مخاصمت.
الوکيل : آن که حق را باطل گرداند.