تبریک فرا رسیدن نوروز سال ۱۳۸۸

 

 

يا مقلّب القلـوب و الابصـار

يا  مـد بــر اللّيـل  و  النهـار

يا محـوّل الحـول و الاحوال

حـوّل حالنا اليٰ احسن الحال

 

 

 

فرا رسيدن نوروز باستاني و آغاز سال ۱۳۸۸  را به ايرانيان داخل و خارج از کشور و بخصوص به اهالي و ساکنان شهر ملارد تبريک ميگويم.

 

 

 

از  سال  گذشته  آخرين  روز  گذشت

نـوروز  پديد  آمـد  و  پيــروز گذشت

ديگر ز  حديث  خاله  و  آش   مگوي

هم  خاله و هم آش  دهن سوز گذشت

 

 

و باز هم عید نوروز در ملارد قدیم

 

و باز هم عید نوروز در ملارد قدیم

 

http://malardiha.blogfa.com

 

معين الدين محرابي

 

آن وقتها که عشق حرمتي داشت و همسايهها با ديدن هم با صداي بلند سلام ميگفتند و عليک ميگرفتند.

 

آن وقتها که جمعيت ملارد به هزار نفر هم نميرسيد و عدد بقاليهاي آن از عدد انگشتان دست فراتر نميرفت.

 

آن وقتها که کاسب حبيب خدا بود و کسي براي يک شبه پولدار شدن، جيب اين و اون را با دروغ خالي نميکرد و با دستکاري توي اسناد و سند درست کردن، زمين اين و اون را به نام خودش نميفروخت.

 

آن وقتها که از تلويزيون خبري نبود و جوانها براي سينما رفتن به شهر ميرفتند و هنوز از فيلمهاي ايراني خبري نبود و کمتر کسي ميتوانست زيرنويس فارسي فيلمها را بخواند و کسي هنوز در نقش يوزاسيف ظهور نکرده بود.

 

آن وقتها که هنوز کسي کالباس و سوسيس و پيتزا و نوشابه و پفک و چيپس را نميشناخت و نان و پنير و سبزي و آبگوشت و اشکنه و خاگينه و دوغ مَشک خورده بهترينها بود.

 

آن وقت ها که هرکس آب مي خورد، سلام بر حسين يادش نمي رفت و هديهي خريدن يک قرآن فقط يکي دو تومن بود واز قرآنهاي بيستهزار توماني تا قرآنهاي هشتصد هزار توماني چاپ محمدباقر نجفي خبري نبود.

 

آن وقتها که يکي دو سلماني ملارد باعث اعتبار محل بودند و جوانها مثل امروز با ديدن کانال هاي ماهواره اي موهاي رعنا و وزين خود را اَجَق وَجَق و سيخ سيخي نکرده بودند.

 

آن وقتها که کسي توي راهبندان خيابانها گير نميکرد و فوتبال جاي عقل و درايت را نگرفته بود و کتاب امير ارسلان از هزارتا فيلم پليسي با ارزشتر بود.

 

اون وقتها که براي تردد توي شهر بايد درشکه سوار ميشدند و از مترو و BRT خبري نبود.

 

توي اون زمانهاي دور، عيد نوروز که از راه ميرسيد، حمام قديمي ملارد برو و بيايي پيدا ميکرد. مردهايي که موهاي سر و ريششان جو گندمي شده بود و يا اونهايي که پير شده بودند و ديگه موي سياهي به سرشان نمانده بود، به موهاي سر و ريش خود حنا و رنگ ميبستند و ساعتها کنار خزينه با هم ولايتيها آسمون و ريسمون ميبافتند تا وقت بگذره و به نتيجه دلخواه يعني داشتن موهايي سياه و شفاف برسند و جواني را دوباره ولو به ظاهر هم که شده تجربه کنند.

 

آن وقتها بزرگ خانواده عيدياي که ميداد آن را از لاي قرآن برميداشت و کسي بينماز سر بر بالش نميگذاشت.

 

آن وقتها حوضِ خانهها پُر بود از ماهيهاي قرمز و سياه، و همسايهاي که براي سرِ سفره هفت سين ماهي قرمز نداشت بي هيچ منتي، ماهي سفره خود را از همسايه مي گرفت.

 

آن وقتها اهالي ملارد، بي آنکه خود بدانند آنچنان مجذوب روستاي خود بودند که کسي عادت نداشت عيد نوروز راه سفر پيش بگيرد چرا که عيد ديدني آداب و مراسمي داشت و ديدن همولايتي ها توي عيد نوروز حُرمتي داشت که مپرس.

 

بوی نوروز

 

بوي نوروز

 

شعري از سعدي

 

            برآمـد بـاد صبـح و بـوي نـوروز

                                       به  کام  دوستان  و  بخت  پيروز

            مبارک بادت اين سال و همه سال

                                       همايون بادت اين روز وهمه روز

            چو  آتش، در درخت افکند گلنـار

                                       دگـر منقل  منـه ، آتـش  ميفـروز

               چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست

                                       حسد  گو دشمنان را ديده بر دوز

            بهاري  خُرم  است اي گل کجايي!

                                       که بيني  بلبلان  را  ناله و  سوز!

            جهان بي ما بسي بودست و باشد

                                       برادر !   جز نکـو  نامي  مينـدوز

            نکويي کن که دولت بيني از بخت

                                       مبـر فـرمــان بـد گــوي بـد آمـوز

 

عيـد نـوروز در ملارد قديم

 

عيـد نـوروز در ملارد قديم

 

معين الدين محرابي

 

http://malardiha.blogfa.com

 

مراسم عيد نوروز

ملارديها در استقبال از عيد نوروز بسيار فعال و شادمانه عمل مينمودند. زنان علاوه بر گردگيري و رُفت و روب خانه، جامههاي نو براي خود و اهالي خانه تهيه ميديدند و از ده روز مانده به عيد، سبزه ميگذاردند. يعني بذري همچون گندم، عدس، ماش، شاهي و خاکشير را خيس ميکردند تا سبزه آنرا در زمان تحويل سال در سفره هفتسين بگذارند.

 

چهارشنبه سوري

اهالي ملارد قديم در غروب آخرين سهشنبه سال که به آن چهارشنبه سوري گفته ميشد، چندين پُشته هيزم تهيه کرده، جلوي خانههاي خود روشن ميکردند و چندين خانهي همجوار جمع شده و پس از آرزو نمودن، يکي يکي از روي آن ميپريدند.

 

يادآور ميشود اهالي ملارد قديم بر اين باور بودند که روشن کردن آتش در شب آخرين چهارشنبه سال از نشانههاي قيام حضرت مختار عليه دشمنان و قاتلين حضرت حسين (ع) و يارانش بوده است.

 

 

مراسم قاشقزني

 چند روز مانده به عيد نوروز، مراسم قاشقزني اجرا ميگرديد و صاحبخانهها در حد وُسع خود به کساني که قاشقزني راه انداخته بودند خوراکي و نقل ميدادند.

 

سمنو پزان

پيش از فرا رسيدن عيد نوروز، اهالي ملارد اقدام به سمنوپزي ميکردند و آن برپايه نذر يکي از اهالي شکل ميگرفت.

 

خانوادهها براي سهيم شدن در اين نذر، ابتدا آرزو کرده و سپس مقداري آرد به خانهاي که در آن سمنو پخته ميشد ميفرستادند و از شب تا صبح با به هم زدن آن، مانع از ته گرفتن سمنو ميشدند.

 

براي اينکه آرزوهاي همه برآورده شود مقداري بادام پوست نشده نيز درون سمنو ميريختند تا در هنگام پخش سمنو نصيب اين و آن شود و اعتقاد داشتند کسي که بادام نصيبش ميشود بايد ابتدا آرزو کرده و سپس اقدام به شکستن بادام و خوردن آن نمايد تا به آرزوهايش برسد.

 

سفره هفت سين

پارچهاي نو در قطع مربع يا مستطيل بر روي زمين گسترده ميشد و وسايل هفت سين شامل: سيب، سنجد، سمنو، سير، سکه، سماق و سبزه درون آن گذارده ميشد و علاوه بر آن در اين سفره، قرآن، آينه، گلاب، نقل، شيريني، کلوچه و تخممرغهاي رنگي نيز قرار داده ميشد.

 

يکي از مراسم معمول ايام عيد نوروز، پختن تخم مرغ و رنگ کردن آنها به رنگهاي قرمز، زرد، بنفش، آبي و رنگهاي ديگر بود.

 

براي رنگ قرمز از روناس؛ رنگ زرد از کاه؛ و رنگ بنفش از پوست پياز استفاده ميکردند. در همه خانهها يک سبد بزرگ يا کوچک تخم مرغ رنگ کرده در سر سفرهي هفت سين ميگذاردند و هنگامي که کسي به عيد ديدنيشان ميرفت، يکي از عيديهايي که به همديگر و بخصوص به بچهها ميدادند، تخم مرغ بود.

 

تخم مرغ بازي

يکي از بازيهاي ايام عيد نوروز تخم مرغ بازي بود و تخم مرغ بازي، بزرگ و کوچک نميشناخت، چرا که همه در اين بازي شرکت ميکردند و اين بازي به چند طريق انجام ميگرفت:

ـ سر يک تخم مرغ به سر تخم مرغ ديگر زده ميشد.

ـ ته يک تخم مرغ به ته تخم مرغ ديگر زده ميشد.

ـ سر يک تخم مرغ به ته تخم مرغ ديگر زده ميشد.

در اين بازي برنده کسي بود که تخم مرغ او شکسته نشود.

 

عيد ديدني

پس از تحويل سال، عيد ديدني آغاز ميگشت. در روزهاي اول سال نو، بزرگترها در خانه ميماندند تا کوچکترها به ديدنشان بروند و پس از آن، بزرگترها بازديد پس ميدادند.

 

کسي که به عيد ديدني ميرفت از گرفتن عيدي بينصيب نميماند زيرا عيدي دادن يکي از وظايف مهم هر خانواده ملاردي بود. عيديها شامل کلوچه، جوراب و تخممرغ بود و کساني که وضع مالي مناسبي داشتند علاوه بر عيديهاي ياد شده، پول نيز ميدادند.

 

مهمانان پس از خوردن شيريني و چند استکان چاي و گرفتن عيدي از جاي برخاسته به خانه ديگر ميرفتند و بر اثر کم جمعيت بودن ملارد، در همان يکي دو روز اول، همه کوچکترها از بزرگترها ديدن ميکردند و پس از آن نوبت بزرگترها بود که به ديدن کوچکترها بروند.

 

در ديد و بازديدهاي ملارد قديم به کسي که چپق ميکشيد، کيسهاي توتون نيز عيدي ميدادند.

 

پس از ديد و بازديدهاي رايج خانوادگي، ديد و بازديد ديگري نيز شکل ميگرفت و آن بدين صورت بود که ملاي محل راه ميافتاد و مردم نيز دنبال او به يکايک خانهها ميرفتند و مبارکباد سال نو را ميگفتند.

 

وقتي به عيد ديدني خانوادهاي ميرفتند اگر آن خانواده از وضع مالي خوبي برخوردار بود، همه کساني را که براي عيد ديدني آمده بودند به منزل دعوت ميکرد نيمي از افراد را در اتاق و نيمي ديگر را در حياط با چاي و شيريني پذيرايي ميکرد. اگر وضع مالي وي معمولي بود، يکي دو نفر از بزرگان براي چند دقيقه به داخل خانه ميرفتند و بقيه در کوچه ميماندند و جملگي با نُقل پذيرايي ميشدند.

 

دست آخر که به همهي خانهها رفته و مبارکباد عيد نوروز گفته ميشد، در کردآباد به خانه ميرزا عبدالرحيم ناصري و يا فردي به نام ابوطالب رفته و در آنجا مينشستند و تصميم ميگرفتند که در سال جديد چه کسي بايد حمامي، ناخورچي، گوگَل چران و سلماني ملارد باشد.

 

سيزدهبدر

صبح روز سيزدهبدر، اهالي به صورت چند خانوادهاي از خانه خارج شده به مزارع و يا باغهاي خود ميرفتند و با چاي نوشي و آجيل خوردن و با مصاحبت و تعريف از اينجا و آنجا و ساز و دهل زدن و کشتي گرفتن جوانان، شادي را در روح و روان خود زنده ميکردند.

 

مردها هيزم ميآوردند و عدهاي از زنها با قرار دادن چند سنگ بر روي هم، اجاقي سرِپا ميکردند و همانجا غذايي درست کرده با لذت بهاري ميخوردند. عدهاي نيز سبزيهاي صحرايي را که از خواص آن آگاهي داشتند جمع ميکردند و در نهايت، پيش از غروب آفتاب با خاطري آسوده به خانههاي خود باز ميگشتند.

 

یادی از عید نوروزهای قدیم

 

يادي از عيد نوروزهاي قديم

 

معين الدين محرابي

 

http://malardiha.blogfa.com

 

از يکي دو هفته مانده به نوروز، همه چيز عوض ميشد و فضاي خانهها ميرفت که حال و هواي ديگري پيدا کند. کار و کسب خياط محله رونق ميگرفت و اتوي ذغالياش جاني تازه پيدا ميکرد.

 

کفشهايي که کفاشهاي قديم درست ميکردند از چرم خالص بود و چرم آن يکراست از دباغخانههاي اطراف تهران خريداري ميشد. وقتي از جلوي يکي از اين دباغخانهها رد ميشدي، چرمهاي فراواني را ميديدي که روي زمين پهن کردهاند و خودمانيم دماغتان بوي بد نبيند وقتي از جلوي دباغخانهها رد ميشدي بوي گند و آزار دهندهاي تمام فضا را قبضه کرده بود و چرمها چه بوي بد و نچسبي داشتند. با اين اوصاف، کفشهايي که اوستا علي کفاش درست ميکرد در نوع خود بينظير بود.

 

از يک هفته مانده به نوروز، مادر به همراه بچهها و با جاروهاي بلند و چوبهايي که به سرِ آن پارچهاي بسته بودند، ميافتادند به جان تار عنکبوتهايي که در گوشههاي ديوار اتاقها و سقفها و دالان و رفها جا خوش کرده بودند. مادر همه جا را تميز ميکرد، از ديوارها گرفته تا کف اتاقها. اگر هم فرصتي بود و ضرورت ايجاب ميکرد، زيلوها، نمدها و قاليچهها را ميريخت توي حياط و ما بچهها بايد آنها را با نظارت مادر ميشستيم و چه هاي و هويي بود که از حياط خانه ما بر ميخاست.

 

آن وقتها اعتقاد بر اين بود که پيش از فرا رسيدن سال نو بايد کوزهها و بستوها و خمرههاي سفالي ترک خورده را شکست، چرا که داشتن سفالينههاي ترک خورده را بد يُمن ميدانستند و البته که اين سفالينهها فايدهاي هم نداشتند.

 

شب عيد که ميرسيد، اتاق نشيمن با چراغ گردسوزي که مادر حسابي لامپاي آنرا تميز کرده بود چه خوش ميدرخشيد. و امروز چه حسرتي بايد خورد که ديگر از ماهي پلوهاي خوشمزه آن وقتها خبري نيست. راستي که ماهي پلو، آن هم با ماهي دودي چه مطبوع و دلپذير بود. آن هم برنجي که روي اجاق با کندههاي هيزم جان گرفته و قد کشيده بود و با آبکشهاي حصيري آبکش شده بود.

 

روز عيد که ميشد، اولين عيدي را پدر ميداد و بعد کوچه به کوچه، محله به محله و خانه به خانه براي عيد ديدني ميرفتيم و عيدي ميگرفتيم و چه فرح بخش و با طراوت بود عيدي آن روزها، عيدياي که با مهرباني و لبخند و ديدهبوسي جان ميگرفت.

 

اونوقتها، راديوي خانهي همسايه، خش خش آزار دهندهاي داشت و صداي ترانهها و موسيقياي که پدر حرام ميدانست از راديوي برخي خانهها بلند بود.

 

اونوقتها هنوز تلويزيون، عقل و شعور آدميان را تسخير نکرده بود و پدر بزرگها و مادر بزرگها فرصت حرف زدن داشتند و اگر اغراق نگفته باشم، قصههايي که مادر بزرگ ميگفت از صدتا فيلم و سريال امروزي با ارزشتر بود.

 

اونوقتها وقتي مادر بزرگ به مهماني خانداداش ميرفت، همينکه جلوي تلويزيون مينشست، براي اينکه نامحرمهايي که از تلويزيون ظاهر ميشدند سر و صورتشو نبينند، روشو کيپ تا کيپ ميپوشوند.

 

اونوقتها خيابانها خلوت بود و اگر هم کسي راه مسافرت پيش ميگرفت؛ دربازگشت، غصه ترافيک و سرگرداني را نداشت.

 

 

 

زيبا سازي و پاکسازي معابر و خيابان هاي شهر ملارد

 

با خبر شديم شوراي اسلامي شهر و شهرداري ملارد همگام با طبيعت و فرا رسيدن نوروز باستاني در نظر دارند طرح پاکسازي و شستشوي معابر و خيابان ها و زيبا سازي شهر ملارد را به مورد اجرا بگذارند.

 

ما ضمن سپاسگزاري از اين اقدام، زمان اجراي اين طرح را به اطلاع همشهريان عزيز ملاردي ميرسانيم:

منطقه ملارد  ــــــــــــــــــــــ  ۱۷ تا ۱۹ اسفند

منطقه شهرک طلايي  ـــــــ  ۲۰ تا ۲۲ اسفند

منطقه سرآسياب  ــــــــــــــ  ۲۳ تا ۲۵ اسفند

منطقه مارليک  ـــــــــــــــــــ  ۲۶ تا ۲۹ اسفند

 

 

 

افتتاح شعبه صندوق قرض الحسنه جواد الائمه در سرآسياب

 

با خبر شديم، صندوق قرض الحسنه جوادالائمه ملارد که از سال ۱۳۵۸ تاکنون فعال و تا کنون خدمات شايسته اي نموده، پس از افتتاح شعبه اي در بيدگنه، بزودی شعبه اي نيز در سرآسياب ملارد افتتاح خواهد نمود.

 

تلاش مديريت محترم صندوق قرض الحسنه جواد الائمه را ارج گذارده و براي کارکنان آن آرزوي موفقيت داريم.

 

 

وبلاگ نویسان ملارد

 

وبلاگ نويسان شهر ملارد

 

http://malardiha.blogfa.com

 

نخستين وبلاگ دنيا در سال ۱۹۹۸ ميلادي پاي به عرصه اينترنت گذارد. اين وبلاگ با نام scriptingnewsمتعلق به ديويد واينر بود. مقبوليت اين پديده آنچنان بود که در آغاز سال ۱۹۹۹ به ۲۳ وبلاگ در سراسر جهان تعميم يافت؛ و  چند ماه بعد، ميليون ها وبلاگ در سراسر جهان ولادت يافت.

 

همزمان با گسترش وبلاگ نويسي در جهان، يعني از همان سال ۱۹۹۹ ميلادي (برابر با ۱۳۸۰ شمسي)وبلاگ نويسي در جامعه ي ايران نيز جاي خود را باز کرد و در حالي که در سال ۱۳۸۰ فقط ۱۰۰ وبلاگ در ايران وجود داشت؛ در عرض چند سال به ده ها هزار وبلاگ گسترش يافته است.

 

دنياي مجازي اينترنت به قدري جا و فضا دارد که هرکس ميتواند به اندازه دانش و توانايي هايي که دارد وبلاگي براي خود طراحي و آنچه را که دوست دارد بنويسد. وبلاگ زوايايي از شخصيت و هويت بلاگر يا همان وبلاگ نويس را به معرض نمايش مي گذارد.

 

براي وبلاگ تعاريف مختلفي شده است از جمله: سايت اينترنتي شخصي؛ روزنامه ديجيتال که نويسنده آن، هم خبرنگار است، هم سردبير و هم مدير مسئول. و شايد بتوان گفت، يکي از راه هاي ساده براي برقراري ارتباط با جهان امروز وبلاگ نويسي باشد.

 

در شهر ملارد نيز در چند سال اخير وبلاگ هاي متعددي متولد شده اند. برخي از اين وبلاگ ها دچار مرگ زودرس شده ، از همان آغاز  راهي ديار عدم شده اند. تعدادي نيز دچار آنفاکتوس شده تاب و توان راه رفتن ندارند. برخي نيز حيات طبيعي خود را سير مي کنند و براي آينده شهر ملارد آرزوي رفاه و آباداني بيشتر را دارند.

 

پيشاپيش آمدن نوروز باستاني را به يکايک وبلاگ نويسان شهر ملارد تبريک مي گوييم.

 

 

بزرگترين نهالستان استان تهران در محل باغ عمارت ملارد

 

 

بزرگترين نهالستان استان تهران در محل باغ عمارت شهر ملارد احداث گرديد

 

روابط عمومي شهرداري ملارد در تاريخ شنبه 10 اسفند 1387 گزارش نمود:

بزرگترين نهالستان استان تهران در محل باغ عمارت شهر ملارد احداث گرديد. اين نهالستان گامي نو درجهت پيشبرد اهداف سازمان پاركها وفضاي سبز شهرداري ملارد بوده و با توجه به وسعت كم فضاي سبز درمنطقه، موجب تسهيل امكانات لازم جهت تهيه و كاشت نهال هاي مثمر و غير مثمر درسطح شهر خواهد بود.

 

نهالستان مذكور در مساحت سه هكتار، شامل گونه هاي مثمر مانند: هلو، سيب، گلابي، گردو و... و گونه هاي غير مثمر مانند: اقاقياي نرك، توت، كاج تهران، كاج سياه، برد سياه، سرو نقره اي، سروخمره اي، سرو شيراز، عرعر، زبان گنجشك، افرا چناري، تبريزي، صنوبر، چنار، بيد و بيدمشك است که تحت نظارت سازمان پاركها و فضاي سبز شهر ملارد آغاز به فعاليت نموده است.

 

 

 

براي مطالعه اهم فعاليتهاي شهرداري ملارد

 

بر روي آدرس زير کليک کنيد

 

روابط عمومي شهرداري ملارد

 

 

آقايان مسئول در شوراي گسترش زبان فارسي

 

آقايان مسئول در شوراي گسترش زبان فارسي

 

چشم ها را بايد شست

 

http://malardiha.blogfa.com

 

 

آقايان مسئول در شوراي گسترش زبان فارسي!

 

چگونه است که جامعه فارسى زبان ما وقتي کالايي خارجى ميخرند آنهم با مجوز وزارت بازرگاني، بايد برگه راهنماي آن کالا (بروشور) به زبان هاي اروپايي باشد ولى زبان فارسى در آن گنجانده نشده باشد؟ آيا نبايد شما تمهيداتي در جهت گسترش زبان فارسي انجام ميداديد که برگه هاى راهنماى کالا را به زبان فارسي نيز بنويسند؟

 

تلويزيون، يخچال، پلوپز، مبايل، رايانه و دهها وسيله ديگر که مورد استفاده فراوان جامعه ايراني است، با مجوز وزارت بازرگانى خريده ميشود ولي برگه راهنماي آن کالا به زبان انگليسي و چندين زبان ديگر اروپايى است و از زبان فارسي هم خبرى نيست. و شما هم بحمدالله آنچنان سرگرم چک و چانه زدن بر سر يک کلمه و مفهوم هستيد که اصلاً نمي خواهيد بدانيد که اروپاييان زبان فارسى را ناديده گرفته اند.

 

آقايان شوراي گسترش زبان فارسي، آيا هيچ به اين فکر کرده ايد که ما کمتر از عرب ها نيستيم؟ چرا در برگه راهنماي بسياري از اين کالاها زبان عربي منظور مي گردد ولي از زبان فارسي خبري نيست؟

 

از شما داعيه داران گسترش زبان فارسي مي خواهيم ترتيبي اتخاذ نماييد که وزارت بازرگاني به اجناسي که برگه راهنماي فارسي ندارند مجوز توزيع ندهد. بسياري از اين کالاها به دليل نا آشنايي جامعه فارسي زبان ما با زبان هاى اروپايي و دیگر زبان ها، آنگونه که بايد مورد استفاده و مصرف قرار نمي گيرند.

 

اهم فعالیت ها و طرح های شورای اسلامی شهر ملارد

 

اهم فعاليت ها و طرح هاي شوراي اسلامي شهر ملارد

 

براي کسب اطلاعات بيشتر به

سايت شوراي اسلامي شهر ملارد

مراجعه نماييد

 

 

ـ توسعه ميادين ميوه و تره بار.

ـ طرح ٤٥ متري از انتهاي خيابان دکتر حسابي مارليک به جاده چيتگر.

ـ طرج دسترسي آسان به گلزار شهداي ملارد به دليل ترافيک سنگين آن.

ـ ايجاد ٤٥ متري و کمربندي شهر در انتهاي شهرک طالقاني.

ـ احداث استخر ورزشي در شرق سرآسياب (شهرک طالقاني) در اراضي فرهنگيان.

ـ احداث کتابخانه در شهرک طالقاني.

ـ احداث ٤٥ متري شهيد مرشدي (خيابان مخابرات ملارد).

ـ احداث ٢٠ متري و اصلاح هندسي کوچه بسيج ملارد (در حاشيه باغ عمارت).

ـ طرج آزاد سازي مسير خيابان ايثارگران (در ملارد قديم).

ـ احداث ٤٥ متري بلوار کشاورز.

ـ مکان يابي جديد براي قبرستان عمومي شهر ملارد.

ـ مکان يابي جهت احداث استاديوم ٢٥ هزار نفري.

ـ پيگيري احداث بيمارستان ٩٦ تختخوابي.

ـ پيگيري انتقال ايستگاه و پايانه مترو تا چهار راه ملارد.

ـ اصلاح، روسازي و زيرسازي و نيز شيب عرضي بلوار اصلي مارليک.

ـ طرح ايجاد واحد نوسازي و حذف عوارض سطح شهر.

ـ احداث جايگاه CNG در ملارد قديم.

ـ پيشنهاد حذف و يا تخفيف ٧٠ درصدي عوارض نصب تابلو براي برخي از مشاغل.

ـ حذف عوارض فروش تراکم متعلقه به پرونده هاي مطرح شده در کميسيون ماده صد شهرداري.

ـ طرح رسيدگي به معضلات ساختمان هاي فرسوده.

ـ احداث پارک در باغ عمارت (در ملارد قديم).

ـ احداث پارک در باغ ياحسيني ( در ملارد قديم).

ـ پيگيري شهرستان شدن شهر ملارد.

ـ نصب وسايل ورزسي در پارک ها.

ـ پيگيري آغاز به کار حفاری تونل متروی ملارد.

 

جایگاه اینترنت در ادارات دولتی و نهادهای اجتماعی شهر ملارد

 

جایگاه اینترنت در ادارات دولتی و نهادهای اجتماعی

 

شهر ملارد

 

http://malardiha.blogfa.com

 

حتماً اين جمله را شنيده يا خوانده ايد که در دنياي امروز اگر کسي با کامپيوتر و شيوه استفاده از آن آشنايي نداشته باشد در شمار بي سوادان خواهد بود. اما حرف تازه تر اين است که: در جهان امروز هر کامپيوتري که به اينترنت وصل نباشد، کامپيوتري هزينه بردار و مضر خواهد بود؛ زيرا علاوه بر هزينه خريد کامپيوتر، بي سوادي صاحب آن را نيز به ديگران اعلام خواهد نمود.

 

واقعيت اين است که جهان امروز با اينترنت گره خورده است. بنا بر اين، استفاده نکردن از اينترنت به معناي رويگرداني از دنياي پيرامون خواهد بود. در دنياي امروز، نه ميتوان اينترنت و اطلاعات آن را ناديده گرفت و نه ميتوان به تنها وسيله اي که به يک طرفة العين اطلاعات و اخبار و انديشه هاي ما را در اختيار جهانيان قرار مي دهد بي توجه بود.

 

با اين اوصاف، بايد از خود بپرسيم: جا و مکان ما در گستره جهان اطلاعات کجاست؟ در پاسخ دهي به اين سئوال است که: ضرورت راه اندازي «وب سايت» يا «وبلاگ» معلوم مي گردد.

 

از اينرو مي گوييم، ادارات دولتي و نهادهاي اجتماعي شهر ملارد بايد با راه اندازي «وب سايت» يا «وبلاگ» شرايطي را فراهم سازند که اطلاعات و داده هاي خود را در زماني کوتاه در اختيار همه شهروندان و حتي ملارديهايي که در آن سوي مرزها زندگي مي کنند قرار دهند.

 

شايان دکر است: راه اندازي «وب سايت» يا «وبلاگ» به تنهايي کافي نيست. زيرا اين گونه وسايل ارتباط جمعي، همواره نياز به شارژ مطالب جديد دارد. در صورتي که به اين مهم توجه نشود و غذاي مورد نياز يعني مطالب چديد به آن تزريق نگردد، اين وسيله ارتباط جمعي مخاطبين خود را از دست خواهد داد.

 

 

ملارد ویلای شمالی

 

ملارد ويلاي شمالي (شهرک جعفريه)

 

تحويل شهرداري ملارد شد

 

http://malardiha.blogfa.com

 

ملارد ويلاي شمالي (شهرک جعفريه) که به صورت غير رسمي و غير قانوني الحاق به شهرداري شهريار شده بود، با تلاش پيگيرانه و مجدانه شهرداري و شوراي اسلامي شهر ملارد در اختيار  شهرداري ملارد قرار گرفت.

 

الحاق غير قانوني ملارد ويلاي شمالي به شهرداري شهريار که با واکنش هاي منفي شهروندان ملاردي مواجه شده و علاوه بر آن موجبات ازدياد ساخت و سازهاي غير مجاز در آن ناحيه را فراهم آورده بود؛ با مخالفت شديد شوراي اسلامي شهر ملارد مواجه گرديد و در نتيجه منجر به عدم تصويب آن در شوراي شهر و عدم سير مراحل قانوني آن گرديد.

 

غير قانوني بودن اين الحاق، و مخالفت شورا و شهرداري با هرگونه تغيير در منطقه، نامه نگاري هاي متعددي را در پي داشت که مهمترين آن، نامه شماره ٤٢/٤٩١٥ مورخ ٩/٨/١٣٨٧ خطاب به فرمانداري شهرستان شهريار و نامه شماره ٤٢/٤٩١٦ مورخ ٩/٨/١٣٨٧ خطاب به مدير کل سياسي و انتخابات استانداري تهران بود و نتيجه آن شد که ملارد ويلاي شمالي (شهرک جعفريه) پس از ماهها الحاق غير قانوني و غير رسمي به شهرداري شهريار، در اختيار مديريت شهري ملارد قرار گرفت.

 

مدير وبلاگ ملاردي ها از اين تلاش شوراي اسلامي شهر ملارد و شهرداري قدرداني مي کند.

 

ترافیک در خیابان دکتر حسابی مارلیک ملارد

 

نگرشی به تشدید عوامل ترافیک

 

در خیابان دکتر حسابی مارلیک ملارد

 

 

مهندس ايرج بیگدلو

 

برگرفته از:

پايگاه اطلاع رساني شوراي اسلامي شهر ملارد

 

هر ساله بر تعداد وسايل نقليه در جاده هاي كشور و به خصوص در خيابانهاي شهرهاي بزرگ افزوده مي شود و انتظار مي رود كه اين افزايش در آينده نيز ادامه يافته و حتي بيشتر شود.

افزايش تعداد وسايل نقليه در شهرها كه بستگي به عوامل متعددي نظير رشد جمعيت، اوضاع اجتماعي، اقتصادي، تحولات فرهنگي و چگونگي بهره وري از زمين دارد، مسائل و مشكلاتي مي آفريند كه هم اكنون بسياري از شهرهاي ايران با آن روبرو هستند.

 

با وجود آنكه هر ساله ميلياردها ريال صرف ايجاد راهها و تأسيسات جديد مي شود، تراكم ترافيك در خيابانها روز به روز افزايش مي يابد، و امروزه در غالب شهرهاي بزرگ، متوسط و حتي كوچك ميزان ترافيك بخصوص در ساعات اوج به حد اشباع و غير قابل قبولي رسيده است.

 

حل مسائل و مشكلات ترابري (حمل و نقل) شهري، نظير غالب مسائل و مشكلات اجتماعي مستلزم مطالعه و برنامه ريزي اصولي و مداوم است. در بسياري از مطالعات و برنامه ريزيها در زمينه ترابري شهري تنها مسئله عمده كمبود ظرفيت خيابانها و جاده ها مي باشد كه براي غلبه بر اين مشكل و ارتقاي سطح سرويس، كارشناسان راههاي ذيل را پيشنهاد  مي نمايند:

 

الف. تعريض گذر

ب. ممنوع نمودن توقف در يك طرف و يا هر دو طرف گذر (با تأمين پاركينگ عمومي در محل)

ج. يك طرفه نمودن تردد

د. محدود نمودن ورودي هاي فرعي به گذر اصلي

 

و اما در تشديد تردد يك معبر و به حداكثر رساندن ظرفيت آن، عوامل متعددي از جمله: توليد سفر، توزيع سفر، تفكيك ترافيك و تخصيص سفر مؤثر مي باشند كه هر كدام به نوبه خود نقش قابل توجهي در افزايش ترافيك خيابانها بر عهده دارند، اما ممكن است برخي از آنها در مقاطع مشخصي از روز، هفته، ماه و يا سال نمود بيشتري داشته و عوامل ديگر را تحت الشعاع خود قرار دهند.

 

خيابان دكتر حسابي مارليك از جمله گذرهايي است كه نه تنها بسياري از پارامترهاي فوق الذكر در تشديد ترافيك آن مـؤثر مي بـاشند بلكـه عـدم آينـده نگري در ايجاد مسير و تغيير كاربري ساختمانهاي پيرامون آن و در نتيـجه افـزايش تعـداد سـاختمانهـا كـه افـزايـش جمعيـت متـمركـز و نـهايتـاً تـردد و تـرافيـك را در پي خواهد داشت و نيز تبديل شدن اين خيابان به مركزيت شهر و وجود مراكز خريد متعدد سفرهاي درون شهري را از ديگر قسمتهاي شهر به اين خيابان افزايش داده است.

 

براي غلبه بر اين مشكل با توجه به عدم امكان تعريض خيابان و نيز اجراي طرح ممنوعيت توقف در يك طرف اين خيابان، دو راهكار باقيمانده يعني يك طرفه نمودن تردد و نيز محدود نمودن وروديهاي فرعي به گذر اصلي بايد مورد توجه  قرار گيرد كه به اجمال به تحليل آنها مي پردازيم.

 

يك طرفه نمودن خيابان:

به نظر ميرسد مناسب ترين گزينه، يك طرفه نمودن خيابان با توجه به محدوديتهاي منطقه اي و نيز كمبود خيابانهاي موازي با اين مسير باشد اما اينكه محدوديت تردد از محور شمال به جنوب خيابان و يا از جنوب به شمال اين معبر باشد بسيار حائز اهميت و قابل تأمل است به همين دليل لازم است كه هر دو نوع محدوديت تردد مورد مطالعه دقيق و كارشناسانه قرار گيرد.

بررسي طرح مورد اجرا كه با محدوديت تردد از شمال به جنوب با مدت اجراي بيش از بيست روز:

 

الف. محاسن طرح:

١. حل معضل ترافيك تا ٧٠% كه با اتخاذ تمهيداتي همچون ايجاد تغييرات در ورودي دبيرستان حضرت زينب (ع) كه از مراكز توليد سفر مي باشد و نيز اصلاح ورودي و خروجي خيابانهاي فرعي منتهي به دكتر حسابي مي توان سهولت تردد در خيابانهاي مذكور را تا مرز ٨٠% افزايش داد و به كاهش ترافيك در خيابان مذكور رسيد.

 

٢. خروجي خط تاكسيراني خيابان امام خميني (ره) به سمت خيابان دانش همسو با جريان ترافيك بوده و سبب ايجاد گره ترافيكي نمي گردد.

 

٣. تعداد نقاط برخورد در ميدان گلها كاهش يافته

 

ب. معايب طرح:

١. از پارامترهاي اصلي در رشد و ارتقاي معابر عرض گذر و حجم اتومبيل هاي گذرنده از آن معبر مي باشد كه مهندسين شهرساز، جاده هاي شهري را به چهار دسته: جاده هاي توزيع كننده اصلي ، جاده هاي توزيع كننده ناحيه اي،  جاده هاي توزيع كننده محلي و جاده هاي اتصالي (دسترسي) تقسيم بندي مي نمايند  كه نوع بهره برداري و نيز طرح هندسي راه، نقش غيرقابل انكاري در اين تقسيم بندي دارد. خيابان پرنيان در اين دسته بندي، جزء جاده هاي توزيع كننده محلي بوده كه سطح سرويس مشخصي براي آن تعريف شده است. بديهـي اسـت كـه بـا انتقال جريـان ترافيكي اصلي شهر به خيابان پرنيان و ارتقاي سطح سرويس آن به جاده هاي توزيع كننده ناحيه اي، عليرغم عدم توجيه طرح هندسي كه در ادامه به بررسي آن خواهيم پرداخت سطح تقاضاي ساكنين اين خيابان به تغيير كاربري مسكوني به تجاري را افزايش داده و با توجه به اينكه مطابق طرح جامع مارليك، كاربري اين خيابان مسكوني مي باشد و نيز مخالفت صريح دفتر فني استانداري درخصوص هرگونه تغيير كاربري در مارليك، و در نتيجه امتناع شهرداري از تغيير كاربري و صدور پروانه، ساخت و ساز غير مجاز و تشديد نارضايتي مردم را در پي خواهد داشت.

 

٢. جهت ارتقاي سطح سرويس يك خيابان، يكي از مهم ترين پارامترهايي كه در نظر گرفته مي شود طرح هندسي راه مي باشد. خيابان پرنيان تنها به عنوان يك توزيع كننده محلي بوده و در ارتقاي سطح سرويس آن بايد به طرح هندسي معبر توجه ويژه اي بعمل آيد زيرا نه تنها مسير سواره رو و پياده رو نياز به اصلاح دارد بلكه در محل تقاطع هاي فرعي به اصلي نيز در طي حداكثر ٣ سال آينده ايجاد گره هاي ترافيكي و افزايش نقاط برخورد را شاهد خواهيم بود.

 

٣. با سلب امتيازاتي كه در خيابان دكتر حسابي بوده و قشر كثيري از شهروندان در اين خيابان اقدام به سرمايه گذاري نموده اند موجبات نارضايتي آنان فراهم گرديده و در مقابل، براي ساكنين خيابان پرنيان كه حتي تحقق انتقال جريان ترافيكي را به خيابان مذكور حداقل به اين زودي انتظار نداشتند آن هم مسير برگشت يعني محور جنوب به شمال ، امتياز فراتر از حد انتظار آنها اعطا گرديده است.

 

به نظر ميرسد اگر مسير تردد جنوب به شمال اتومبيل هاي گذرنده نيز به اين خيابان بصورت رسمي منتقل مي شد نقش قابل توجهي در افزايش نرخ رشد املاك ساكنين اين خيابان داشت و نه تنها معترض نبودند بلكه قدردان و سپاسگزار مسئولين شهر بودند و در مقابل، نارضايتي شهروندان ساكن در خيابان دكتر حسابي را نيز شاهد نبوديم.

 

٤. بعد مسافت: بدليل بعد مسافت زياد مابين خيابان آزادگان و دكتر حسابي كه تنها خيابان موازي خيابان دكتر حسابي مي باشد، با انتقال جريان ترافيكي به خيابان پرنيان مسافتي كه مسافران ساكن در تقاطع هاي اول و دوم و سوم خيابانهايي همچون شهيد صدوقي ، امام خميني (ره) ، دانش و … از خيابان پرنيان بايد طي طريق نمايند افزايش يافته و اين امر در زمستان مشكلات زيادي را براي مردم در پي خواهد داشت.

 

محدود نمودن وروديهاي فرعي به خيابان دكتر حسابي:

بـا تـوجه به سكونت قشر كثيري از شهروندان در خيابانهاي فرعي سرآسياب منتهي به دكتر حسابي از جمله شهيد صدوقي و دانش و خيابان امام خميني (ره) و عدم وجود خيابانهاي همسو جهت انتقال ترافيك عملاً محدود نمودن وروديها امكان پذير  نمي باشد. اما با اصلاح تقاطع ها از جمله: استفاده از پل هاي همسطح، اصلاح كانيوها، برخورد با سدمعبر و … مي توان به افزايش سطح سرويس خيابان مذكور كمك هاي شاياني نمود.

 

معايب يك طرفه نمودن محور از شمال به جنوب:

تنها مشكلي كه در اين زمينه بصورت حاد و جدي وجود دارد مسير تردد خط تاكسيراني خيابان امام خميني (ره) به خيابان دانش مي باشد كه در صورت اجراي اين طرح مسير تردد در جهت خلاف جريان ترافيكي خواهد بود كه به نظر ميرسد با نصب ميله هاي ترافيكي يا گارد ريل و تفكيك مسير به صورت خط ويژه تاكسي به طول حد فاصل خيابان امام خميني (ره) تا خيابان دانش اين معضل قابل حل مي باشد.