بوی نوروز
بوي نوروز
شعري از سعدي
برآمـد بـاد صبـح و بـوي نـوروز
به کام دوستان و بخت پيروز
مبارک بادت اين سال و همه سال
همايون بادت اين روز وهمه روز
چو آتش، در درخت افکند گلنـار
دگـر منقل منـه ، آتـش ميفـروز
چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست
حسد گو دشمنان را ديده بر دوز
بهاري خُرم است اي گل کجايي!
که بيني بلبلان را ناله و سوز!
جهان بي ما بسي بودست و باشد
برادر ! جز نکـو نامي مينـدوز
نکويي کن که دولت بيني از بخت
مبـر فـرمــان بـد گــوي بـد آمـوز