تعبیر اللغات
تعبير اللغات
الانتخابات : آنچه دل کانديداها را قيلي ويلي نمايد.
السور : آنچه در ايام انتخابات به راه مي
افتد.
البرق : آنچه که در تابستان
ها گاهي هست و گاه نيست.
الحلال : آنچه جماعت بازاري ميل به خوردن آن ندارد.
الوقف : امري پسنديده که خيرش به کسي نرسيده.
النويسنده : آن که عقل معاش ندارد.
الخسيس : مالدار.
الوکيل : آن که حق را باطل گرداند.
الکذب : گفته مديران و رؤسا را گويند.
البيمار : تخته مشق اطبا.
الرشوه : کار ساز بيچارگان.
الابله : آن که گفته مديران و رؤسا را باور نمايد.
البانک : خيرخواه ثروتمندان و دشمن فقيران.
العابر بانک : طبل تو خالي.
الکشاورز : آن که همه ساله کار بي اجر و مزد انجام دهد.
البازاري : آن که جز دروغ نگويد.
الشهرداري : آن که با اغنيا راه مماشات دارد و با فقيران راه مخاصمت.
الاسکناس : کاغذ بي ارزش را گويند.
الايران چک : همزاد پول که پيوسته چهار شماره سمت راست آن در حساب نيايد.
النفت : آنچه که تا حالا خيرش را نديده
ايم.
البنزين : آنچه گراني همه چيز بسته به اوست.
المحتکر : آنکه از خدا نترسد.