ضعف مدیریت در اتوبوسرانی ملارد
ضعف مديريت در اتوبوسراني ملارد
يکي از مشکلات شهرهاي حاشيه تهران، مشکل اياب و ذهاب و ترددهاي شهري است. در اين راستا، شهرداري
ها وظيفه دارند با ايجاد سازمان اتوبوسراني اقدام به ارائه خدمات بهينه به شهروندان نمايند. متأسفانه سيستم حمل و نقل اتوبوسراني ملارد بسيار ضعيف عمل مي
کند به گونه
اي که شهر 300 هزار نفري ملارد که داراي سه منطقه پر تراکم ملارد قديم، مارليک و سرآسياب است از اتوبوسراني و تاکسيراني خوبي برخوردار نيست.
امروز سه شنبه 18 شهريور 1387 ساعت 2 بعد از ظهر از پايانه آزادي به مقصد سرآسياب حرکت کردم و خود را گرفتار يکي از اين اتوبوس
ها کردم. اتوبوسي که من سوار شده بودم، يکي از شاهکارهاي خلقت خودروسازي بود. رنگ اتوبوس نارنجي و از بيرون نماي بدي نداشت، ولي داخل آن که مي
شدي تازه مي
فهميدي که دچار چه مصيبت عظمايي شده
اي. راننده براي اين
که مسافر بيشتري را با اتوبوس خود حمل و نقل نمايد و به جيب خود برکت بيشتري ببخشد، فاصله
ي صندلي
ها را تنگ کرده بود تا هفت هشت صندلي بيشتر در اتوبوس قرار دهد. اين که چيزي نيست پا را از اين نيز فراتر نهاده، يکي از دو درب عقب ماشين را به کلي از دور خارج کرده و دو صندلي در کنار آن پيچ و مهره کرده بود به گونه
اي که فقط امکان باز شدن يکي از درب
ها ميسر بود.
از تهران تا خود سرآسياب به اتوبوسراني ملارد که اجازه تردد اين قبيل اتوبوس
ها را داده نفرين فرستادم. چرا که وقتي در صندلي نشستي ديگر نمي
تواني جُم بخوري، زيرا پاهايت راحت نيست و زانوانت پيوسته با برخورد به صندلي جلويي آسيب پذير شده است. به هر حال براي اين که شمايي از اين اتوبوس را ارائه داده باشم به همين مختصر کفايت مي
کنم که:
ـ اتوبوس با پر شدن آخرين صندلي حرکت کرد و در ميان راه نيز در حدود ده دوازده نفر مسافر سرپايي سوار نمود.
ـ اينطور به نظر مي
رسيد که موتور ماشين متعلق به سي چهل سال قبل بود چرا که بسيار کند حرکت مي
کرد و مسيري را که يک ساعت و يا يک ساعت و ربع بايد پيموده مي
شد در مدت يک ساعت و پنجاه دقيقه پيمود.
ـ از کولر که از ملزومات مسافت
هاي بيش از يک ساعت است خبري نبود.
ـ صندلي
ها آنچنان تنگاتنگ يکديگر قرار گرفته بودند که آدمي را ياد ماشين
هايي براي آدم
هاي کوتوله مي
انداخت.
ـ و اما . . . جمله عيبش بگفتي هنرش نيز بگوي: و آن اين که، اين قبيل اتوبوس
ها ارزش ويژه
اي که دارند اين است که آدمي را ياد ماشين
هاي چهل پنجاه سال قبل مي
اندازند و انسان به خاطرات دور کشيده مي
شود و تازه مي
فهمد که مردمان قديم براي مسافرت از شهري به شهري ديگر چه رنج
ها که متحمل نشده
اند. آري اين قبيل اتوبوس
ها آدمي را ياد اتوبوس
هاي قراضه
ي تهران ـ قم و بالعکس که تا همين هفت هشت سال پيش نمونه
هايي از آن وجود داشت مي
اندارد. با توجه به اين مسئله که اين قبيل اتوبوس
ها خاطرات گذشته را زنده مي
کنند بايد به دارندگان اين اتوبوس
ها و به اتوبوسراني ملارد که اجازه تردد آن
ها را داده
، جايزه اعطا نمود.